برگردان به زبان ساده
غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخ
گرم صحبت شود و با تو درآید گستاخ
هوش مصنوعی: نگذار کسی که در جمع توست با جرأت و بیاحترامی وارد گفتوگو شود و با تو به راحتی صحبت کند.
در فریبنده سخنها چو دمد باد فسون
برقع از چهرهٔ شرم تو گشاید گستاخ
هوش مصنوعی: وقتی که باد فریبنده به صحبت میآید، حجاب شرم تو را کنار میزند و بیپروا ظاهر میشود.
به نگاه تو چو از لطف بشارت یابد
به اشارت ز لبت بوسه رباید گستاخ
هوش مصنوعی: هنگامی که نگاه تو با محبت، خبری خوب به من میدهد، آن وقت به اشارهی لبهایت، بوسه را از من خواهد گرفت.
دست جرات چو گشاید ز خیالات غلط
دستیازی به خیال تو نماید گستاخ
هوش مصنوعی: وقتی دل و جرأت آدمی به خیالهای نادرست باز شود، ممکن است به عشق تو دلیری و جسارت نشان دهد.
آن که پنهان کندت سجده چو می با تو کشد
آید و رخ به کف پای تو ساید گستاخ
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر تو از دیگران پنهان میماند و در برابر تو خضوع کرده و تسلیم میشود، به گونهای بیپروا و بدون خجالت به تو نزدیک میشود و حتی سرش را به پای تو میساید.
هست شایستهٔ فیض نظر پاک بتی
که نظر در رخش از بیم نشاید گستاخ
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و ظرافت یک معشوق اشاره دارد که دارای ویژگیهای خاص و جذابی است. در آن به این نکته اشاره میشود که این معشوق به قدری زیبا و باوقار است که انسانها در مواجهه با او از ترس و احترام نمیتوانند حاشیهای داشته باشند و جرات نمیکنند به او مستقیم نگاه کنند. این یعنی آنکه زیبایی او آنقدر خیرهکننده است که باعث میشود دیگران با احتیاط و احترام به او بنگرند.
محتشم بلبل باغ تو شد اما نه چنان
که در اندیشهٔ گل نغمه سراید گستاخ
هوش مصنوعی: بلبل باغ تو آوازش را به گوش آورد، اما نه به شکلی که در خیال گل بخواهد بخواند و با جسارت رفتار کند.