برگردان به زبان ساده
ای فلک خوش کن به مرگ من دل یار مرا
دلگران از هستیم مپسند دلدار مرا
هوش مصنوعی: ای آسمان، با مرگ من قلب محبوبم را شاد کن. دلم را از وجود من راضی نکن، چون محبوبم را دوست دارم.
ای اجل چون گشتهام بار دل آن نازنین
جان ز من بستان و بردار از دلش بار مرا
هوش مصنوعی: ای مرگ، چونکه من بار دل آن محبوب را به دوش دارم، جانم را از من بگیر و از دل او هم بارِ سنگین مرا بردار.
ای زمانه این زمان کز من دلش دارد غبار
گرد صحرای عدم گردان تن زار مرا
هوش مصنوعی: ای دنیا، این زمانهای است که دل تو از من غبار آلود است، مانند گردی که در بیابان عدم بهدنبال تن رنجور من میگردد.
ای طبیب دهر چون تلخ است از من مشربش
شربت از زهر اجل ده جان بیمار مرا
هوش مصنوعی: ای طبیب زمانه، حالا که زندگیام تلخ است و خوشیای در آن نمیبینم، لطفاً به من دارویی بده که جان بیمارم را نجات دهد، حتی اگر این دارو از زهر مرگ باشد.
ای سپهر اکنون که جز در خواب کم میبینمش
منت از خواب عدم ده چشم بیدار مرا
هوش مصنوعی: ای آسمان، حالا که کمتر در واقعیت او را میبینم و بیشتر در خواب، لطف کن و خواب عدم را به من هدیه بده تا چشم بیدار من او را ببیند.
ای زمین چون او نمیخواهد که دیگر بیندم
از برون جا در درون ده جسم افکار مرا
هوش مصنوعی: ای زمین، چون او نمیخواهد که دیگر از بیرون ببینم، در درون خودم افکار و احساساتم را در توانم.
محتشم دلدار اگر فرمان به قتل من دهد
بر سر میدان عبرت نصب کن دار مرا
هوش مصنوعی: اگر دلبرم دستور دهد که مرا به قتل برسانند، در میان میدان عبرت، دارم را نصب کن.