برگردان به زبان ساده
عشق بخشنده مرا حشمت و جاه عجبی
از دل و آه سحر ملک و سپاه عجبی
هوش مصنوعی: عشق به من عزت و مقام شگفتانگیزی بخشیده است که از دل و نالههای سحرگاهی به دست آمده، مانند سلطنت و نیروهای بزرگ.
رهنما عشق بود راه طلب ملک فنا
رهنمای عجبی دارم و راه عجبی
هوش مصنوعی: عشق، راهنما و هدایتگر اصلی در جستجوی دنیای ناپایدار و فانی است. من یک راهنمایی حیرتانگیز دارم و مسیری شگفتانگیز را نیز در پیش دارم.
شرف خدمت درویش گرت دست دهد
مده از کف که بود حشمت و جاه عجبی
هوش مصنوعی: اگر فرصتی برای خدمت به درویش نصیبت شد، آن را از دست نده. زیرا مقام و عظمت دنیوی ارزشی ندارد و شرافت خدمت بالاتر از آن است.
تخت درویش بود عرش و کله سایه ی دوست
دارد این بی سر و پا، تخت و کلاه عجبی
هوش مصنوعی: تخت درویش به معنای زیر و زبر کردن عرش و آسمان است و آن کس که در سایهی دوستی قرار گیرد، او را سر و سامان میدهد. این بیسر و پا (شخصی)، به سادگی میتواند بر بالای تخت بنشیند و کلاهی را بر سر نهد که نشانی از شگفتی و عظمت دارد.
تاک سر سبز نماناد که ای فرخ شاخ
دفع آفات ریا راست پناه عجبی
هوش مصنوعی: درخت سبز و سرزندهای باقی نمیماند؛ زیرا ای خوشنشان، شعبهات به خوبی از آسیبهای خودپسندی و ریا محافظت میکند.
شرق تا غرب بگیرد، به یکی آه سحر
دارد این شاه جهان گیر، سپاه عجبی
هوش مصنوعی: اگر به شرق و غرب بنگریم، در دل این جهان، صدای سحرگاهی را میشنویم که در آن، شاهی با سپاهی شگفتانگیز وجود دارد.
پیر روشن دل ما گفت ز زاهد بگریز
کین تبه حال بود نامه سیاه عجبی
هوش مصنوعی: پیر با دل روشن ما گفت که از زاهدان دوری کن، زیرا وضعیت آنها خراب است و اعمالشان سرنوشت بدی دارد.
دعوی پاک دلی دارم بر صدق مقال
هست آلودگی خرقه گواه عجبی
هوش مصنوعی: من ادعای پاک دلی دارم و در سخن خود صادق هستم، اما آلودگی لباس من نشاندهندهی عجب و خودبزرگبینیام است.
شد کدر آیینه ی روی تو زآه دل من
برکشیدم زدل سوخته آه عجبی
هوش مصنوعی: آینه ی چهره ی تو به خاطر غم دل من تیره و کدر شده است. از دل سوخته ام، آهی برکشیدم که بسیار عجیب است.
مهر من گشت فزونتر به تو خطت چو دمید
رست در باغ رخت مهر گیاه عجبی
هوش مصنوعی: محبت من به تو بیشتر شد، وقتی که خط تو به صورت تازهای ظهور کرد. در باغ زیبایی تو، عشق همانند گیاهی شگفتانگیز رویید.
رخت در سایهٔ الطاف شه مردان کش
که بود سایهٔ این شاه پناه عجبی
هوش مصنوعی: پوشاکت را در کنار محبتهای مردان بزرگ قرار بده، زیرا این پادشاه است که زیر سایهاش حمایت عجیبی وجود دارد.
شه مردان علی است و سپهش درویشان
چشم بد دور بود شاه و سپاه عجبی
هوش مصنوعی: علی، اراده و رهبری بزرگ و شجاع دارد و در کنار او، انسانهای ساده و بیآزاری قرار دارند که از هر حسد و بدی دور هستند. شاه و ارتش او چیزی شگفتانگیز و بینظیر هستند.
پیش دارد سفر عشق و ره دیر «محیط»
خوش مبارک سفری باشد و راه عجبی
هوش مصنوعی: سفر عشق در پیش است و راه طولانی. امیدوارم این سفر خوش باشد و راهی شگفتانگیز را در پیش داشته باشیم.