برگردان به زبان ساده
بگذار خواجه زسر، خواب خوش سحری
به گذشت عمر عزیز تا چند بی خبری
هوش مصنوعی: بگذار صاحبزبان، از خواب خوش صبح سحر خود بیرون بیاید و ببیند که عمر گرانبهایش به چه اندازه در حال گذر است و هنوز در غفلت به سر میبرد.
دنیا و هرچه در اوست، هیچ است و تو همه چیز
تا چند ای همه چیز، غم بهر هیچ خوری
هوش مصنوعی: دنیا و هر آنچه در آن وجود دارد، ارزشی ندارد و تنها تو هستی که اهمیت داری. تا کی میخواهی که به خاطر چیزهای بیارزش، ناراحت باشی؟
ای شیخ طعنه مزن، بر می کشان که بود
در پرده باده کشی، بهتر ز پرده دری
هوش مصنوعی: ای شیخ، به مینوشان طعنه نزن که کسی که در پرده بادهکشی است، از پردهدرهای دیگر بهتر است.
ناید ز نوع بشر، چون تو بدیع جمال
روحی تو یا ملکی، شمسی تو یا قمری
هوش مصنوعی: هیچکس از انسانها به زیبایی و جذابیت تو وجود ندارد؛ تو یا مثل یک فرشتهای با روحی درخشان هستی، یا مانند خورشید و ماهی درخشانی.
خوبی چنان که اگر، در آینه رخ خویش
بینی به جلوه گری، از خویش دل ببری
هوش مصنوعی: اگر خوبیهایت را مانند تصویر خود در آینه ببینی و از زیباییات شگفتزده شوی، قلبت را از عشق به خود پر میکنی.
با دوستان علی است، محکم ارادت من
وز دشمنان علی، هستم همیشه بری
هوش مصنوعی: من با دوستان علی، محکم و با ارادت هستم و همیشه از دشمنان علی جدا و دوری میکنم.
نخل وجود مرا، حب علی ثمر است
برهان خوبی نخل، باشد زنکو ثمری
هوش مصنوعی: وجود من مانند نخل است که میوهاش عشق علی است و دلیل زیبایی این نخل، میوهاش میباشد.
دویم تجلی حق، اول وصی نبی
که آموخت خضر از او، آیین راهبری
هوش مصنوعی: در اینجا به ظهور دوم حقیقت الهی اشاره شده است، و این که او کسی است که مسئولیت راهبری را از نبی (پیامبر) به عهده گرفته و خضر (نماد دانش و هدایت) نیز اصول این راهبری را از او آموخته است.
یا رب نصیب «محیط» به نمای خاک نجف
روزی که دور حیات، خواهد شدن سپری
هوش مصنوعی: خدایا، روزی که عمر به پایان میرسد، نصیب «محیط» را به نمایش خاک نجف برسان.