برگردان به زبان ساده
چشمۀ خور در فلک چارمین
سوخت ز داغ دل ام البنین
هوش مصنوعی: خورشید در آسمان چهارم به خاطر دلسوزی و غم ام البنین به شدت میسوزد و میدرخشد.
آه دل پرده نشین حیا
برده دل از عیسی گردون نشین
هوش مصنوعی: نالهی دل، پردهی حیا را کنار زده و دل از قدرت عیسی آسمانی جدا شده است.
دامنش از لخت جگر لاله زار
خون دل و دیده روان ز آستین
هوش مصنوعی: دامن او از خون دل و اشک چشمانم پر شده است، همچون لالهای که در دشتی سرسبز روییده.
مرغ دلش زار چه مرغ هزار
داده ز کف چار جوان گزین
هوش مصنوعی: دل مرغی ناله میکند که چرا مرغی دیگر هزاران جفت را از دست داده و جوانان را انتخاب کرده است.
اربعه مثل نسور الربی
سدره نشین از غمشان آتشین
هوش مصنوعی: چهار نفر مانند عقابها در کنار درخت سدر نشستهاند و به خاطر غمهایشان آتشین و پر التهاب هستند.
کعبۀ توحید از آن چار تن
یافت زهر ناحیه رکنی رکین
هوش مصنوعی: مکان مقدس توحید به وسیلهٔ چهار نفر به دست آمده و از آنجا به عنوان پایگاهی محکم و استوار شناخته میشود.
قائمۀ عرش از ایشان بپای
قاعدۀ عدل از آنها متین
هوش مصنوعی: پایه و اساس عدالت بهواسطه وجود آنها محکم و استوار است، همانطور که نگهدارنده عرش نیز به آنها بستگی دارد.
نغمۀ داودی بانوی دهر
کرده بسی آب دل آهنین
هوش مصنوعی: صدای دلنواز داود، دنیای زمان را به شدت تحت تاثیر قرار داده و موجب ناخوشی و اندوه قلبهای سنگی و بیاحساس شده است.
زهره ز ساز غم او نوحه گر
مویه کنان موی کنان حور عین
هوش مصنوعی: زهره به خاطر احساس غم و اندوه او، در حال ناله و بیتابی است و حتی موی خود را به خاطر حزن و شادی او، به چپ و راست میزند.
یاد ابوالفضل که سر حلقه بود
بود در آن حلقۀ ماتم نگین
هوش مصنوعی: یاد ابوالفضل که در میان جمع عاشقان و غمدیدگان، نقش برجسته و مهمی داشت.
اشکفشان سوخته جان همچو شمع
با غم آن شاهد زیبا قرین
هوش مصنوعی: چشمهایشان همچون شمعی که سوخته، جانشان را میسوزاند و با غم آن معشوق زیبا در پیوند است.
ناله و فریاد جهان سوز او
لرزه در افکنده بعرش برین
هوش مصنوعی: ناله و فریاد او به قدری زشت و وحشتانگیز است که آسمان را به لرزه درآورده و به عرش میرسد.
کای قد و بالای دلآرای تو
در چمن ناز بسی نازنین
هوش مصنوعی: ای زیبا و دلربا، قد و قامت تو در میان گلزار زیبایی بسیار میافزاید.
غرۀ غرای تو الله نور
نقش نخستین کتاب مبین
هوش مصنوعی: شما به نور خداوند و ویژگیهای ویژهای که در آن وجود دارد، توجه دارید. این نور، بهعنوان اولین و شفافترین تصویر از حقیقت در کتابی بزرگ و مشخص نمایان شده است.
طرۀ زیبای تو سرو قدم
غیب مصون در خم او چین چین
هوش مصنوعی: زیباییهای تو مانند سروی است که در راهی ناپیدا قرار دارد و در هر خم گیسوانت زیباییهای جدیدی دیده میشود.
همت والای تو بیرون ز وهم
خلوت ادنای تو در صدر زین
هوش مصنوعی: تلاش و اراده بلند تو فراتر از تصورات و خیالهاست و در اوج و بهترین جایگاه قرار دارد.
رفتی و از گلشن یاسین برفت
نوگلی از شاخ گل یاسمین
هوش مصنوعی: تو رفتی و از باغ یاسین، شکوفهای از شاخههای گل یاسمن نیز رفت.
رفتی و رفت از افق معدلت
یکفلکی مبر رخ و مه جبین
هوش مصنوعی: تو رفتی و با رفتنت، ستاره تواز نماد زیبایی و شرافت در افق من ناپدید شد. چهرهات و پیشانیات همچنان در خاطر من باقی خواهد ماند.
کعبه فرو ریخت چه آسیب دید
رکن یمانی ز شمال و یمین
هوش مصنوعی: زمانی که کعبه فرو ریخت، چه ضربهای بر رکن یمانی وارد آمد؟ به طرف شمال و به سمت راست.
ریخت چه بال و پر آن شاهباز
سوخت ز غم شهپر روح الامین
هوش مصنوعی: بال و پر آن پرنده بزرگ به خاطر غم و اندوهی که روح مطهر فرشتهای به نام روحالامین احساس کرده، سوخته است.
آه از آن سینۀ سینا مثال
داد ز بیدادی پیکان کین
هوش مصنوعی: آه از دل سینهای که به خاطر ظلم و ستم، مانند پیکانی از کینه پرشده است.
طور تجلای الهی شکافت
سر انا الله بخون شد دفین
هوش مصنوعی: کوه تجلی الهی شکافته شد و سر "من هستم" به خون آغشته گردید.
تیر کمانخانۀ بیداد زد
دیدۀ حق بین ترا از کمین
هوش مصنوعی: تیر ظلم و ستم را به سوی چشم آگاه تو پرتاب کردند، در حالی که تو از کمین به تماشای آن نشستهای.
عقل رزین تاب تحمل نداشت
آنچه تو دیدی ز عمود و زین
هوش مصنوعی: عقل دیگر قادر به تحمل آنچه تو دیدی نبود، چه از نظر سختی و چه از زیبایی.
عاقبت از مشرق زین شد نگون
مهر جهانتاب بروی زمین
هوش مصنوعی: در نهایت، خورشید از طرف مشرق به زمین میافتد و نور تابان خود را از دست میدهد.
خرمن عمرم همه بر باد شد
میوۀ دل طعمۀ هر خوشه چین
هوش مصنوعی: تمام عمرم به هدر رفته و میوهی دل من به غذایی برای هر کس که به خوشهچینی میپردازد تبدیل شده است.
صبح من و شام غریبان سیاه
روز من امروز چه روز پسین
هوش مصنوعی: صبح من و شام غریبان، نشاندهنده حال و روز سخت من است. امروز چه روز تاریکی است که به سر میبرم و محنتهای غریبی در زندگیام دیدهام.
چار جوان بود مرا دلفروز
و الیوم أصبحت و لا من بنین
هوش مصنوعی: چهار جوان زینت بخش جانم بودند، و اکنون که به این روز افتادهام، هیچ پسری ندارم.
لا خیر فی الحیاه من بعدهم
فکلهم أمسی صریعاً طعین
هوش مصنوعی: در زندگی پس از آنها هیچ خیری نیست، زیرا همهی آنها به زمین افتاده و بیجان شدهاند.
خون بشو ایدل که جگرگوشگان
قد واصلو الموت بقطع الوتین
هوش مصنوعی: به خود ببال که فرزندان والامقام به خاطر قطع شریان زندگی جانشان را از دست میدهند.
نام جوان مادر گیتی مبر
تذکرینی بلیوث العرین
هوش مصنوعی: در مورد جوانی که نامش در تاریخ ثبت شده، به یاد نیاورید، بلکه او را به عنوان جوانی شجاع و توانمند بشناسید.
چونکه دگر نیست جوانی مرا
لا تدعونی ویک ام البنین
هوش مصنوعی: اکنون که جوانی من به پایان رسیده است، دیگر مرا نخوانید و به من نیازی نیست.
مفتقر از نالۀ بانوی دهر
عالمیان تا بقیامت غمین
هوش مصنوعی: فقر و سختی زندگی به قدری تاثیرگذار است که از ناله و فریاد یک بانوی بزرگ در طول تاریخ تا پایان جهان، اندوه را به وجود میآورد.