برگردان به زبان ساده
مژدۀ باد زندان را قاصد صبا آمد
حضرت سلیمان را هدهد سبا آمد
هوش مصنوعی: خبر خوشی از دیار بُد به گوش میرسد، که بادی که زندگی را به زندانیان میآورد، پیامآور صبای دلنشین است. همچنین، هدهدی که پیامآور حضرت سلیمان بود، از سرزمین سبا میرسد.
مژده بادت ای بلبل میدمد به صحرا گل
شور و فتنه داد گل موسم نوا آمد
هوش مصنوعی: ای بلبل، خوش خبر باش! به دشت بو و زیبایی گل رسیده و شور و هیجان در فضا حاکم است. فصل نوای دلنشین و شادیبخش نیز فرارسیده است.
کوفت کوس آزادی آسمان به صد شادی
یا که شاخ شمشادی با قد رسا آمد
هوش مصنوعی: در دل آسمان، بانگ آزادی به گوش میرسد و با شادیهای فراوان، مانند شاخههای زیبای شمشاد، موجودی با قامت بلند و دلربا به جلوهگری آمده است.
صبح شام غم سرزد آفتاب خاورزد
یار حلقه بر در زد بوی آشنا آمد
هوش مصنوعی: صبح زمانی از روز است که غم و ناراحتی آغاز میشود و آفتاب از سمت شرق بالا میآید. دوست و یار من به در خانهام کوفت و بوی آشنایی را به همراه دارد.
زهره نغمه زد آزادد مشتری دل از کف داد
از پی مبارک باد چرخ در صدا آمد
هوش مصنوعی: زهره (سیاره زهره) با صدای دلنوازی شروع به خواندن کرد و دل مشتری (سیاره مشتری) را به دست آورد. او به دنبال خوشحالی و شادی است و در این میان، چرخ (دوار زمین) هم به صدا درآمد.
شد جوان زندانی بر سریر سلطانی
بهر پیر کنعانی کجل توتیا آمد
هوش مصنوعی: جوانی که به دست دنیای پرقدرت و سلطنت اسیر شده، به خاطر پیرمردی که در سرش نشسته، ناگزیر به تحمل سختیها و محدودیتها شده است. این شخص به نوعی به زشتی و کوری تمثیل شده که در چشمانش توتیا وجود دارد.
گرچه موج بی پایان زد بکشتی دوران
نیست با کی از طوفان نوح ناخدا آمد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه امواج بیپایان به کشتی میزنند، اما دوران پایان نیافته است و ناخدای آن کشتی از طوفان نوح به سلامت برگشته است.
طالب حقیقت را نوبت تجلی شد
سالک طریقت را خضر رهنما آمد
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال حقیقت است، نوبت ظهور و نمایان شدن آن را پیدا کرد و راهنمایی از خضر، که نماد هدایت و علم است، به او مراجعه کرد.
باز کن دو چشم دل بین که کیف مدالظل
مفتقر مشو غافل سایۀ هما آمد
هوش مصنوعی: چشمهای دل خود را باز کن و ببین که چه زیباییهایی در انتظار توست. غفلت نکن، زیرا سایهی پرندهای بزرگ و شگفتانگیز به سراغ تو آمده است.