برگردان به زبان ساده
سیدی بوده است در طوس او را سید حمزه گفتندی و شیخ او را عظیم دوست داشتی و مرید شیخ بود و هرگاه کی شیخ بطوس رسیدی سید او را بسرای خود فرود آوردی.. وقتی شیخ بشهر طوس رسید، سید حمزه را طلب کرد گفتند شیخ او را بنتواند دید کی مدت چهل شبانروز است تا او بفساد مشغولست و صبوح بر صبوح دارد و غلامان و کنیزکان را خمر داده. شیخ ما گفت عجب! بر چنان درگاهی گناه کم ازین نباید کرد! و بیش ازین نگفت و هیچ اعتراض نکرد. چون سید حمزه را خبر دادند کی شیخ بوسعید رسیده است حالی به ترک آن کار بگفت و دیگر روز بخدمت شیخ آمد و شیخ بقرار هر بار مراعاتش کرد و آن سخن بر روی او نیاورد و آن نظر که در حقّ سید داشت هیچ نقصان نپذیرفت.
هوش مصنوعی: در طوس شخصی به نام سید حمزه وجود داشت که شیخ او را بسیار دوست داشت و او نیز مرید شیخ بود. هر بار که شیخ به طوس میرسید، سید را به خانهاش دعوت میکرد. وقتی شیخ به شهر طوس رسید، از سید حمزه خواستند تا نزد او بیاید، اما گفتند که او به مدت چهل روز در حال فساد و شرب خمر بوده است. شیخ با تعجب گفت که بر چنین درگاهی نباید گناه کرد و هیچ اعتراضی نکرد. وقتی سید حمزه مطلع شد که شیخ آمده، تصمیم گرفت که به کارهای نادرست خود پایان دهد و روز بعد به خدمت شیخ آمد. شیخ نیز به روال گذشته به او توجه کرد و به هیچ وجه به رفتار گذشتهاش اشاره نکرد و نظر خوبش درباره سید حمزه تغییر نکرد.