برگردان به زبان ساده
خواجه عبدالکریم کی خادم خاص شیخ بود و از نشابور بوده است، گفت من کودک بودم کی پدرم مرا بخدمت شیخ بوسعید آورد. چون پدرم بازگشت و من بخدمت شیخ باستادم چشم شیخ بررواق خانقاه بر خاشاکی افتاد انداخته، شیخ اشارت کرد که بیار. من پیش شیخ بردم، شیخ گفت بزبان شما این را چه گویند؟ گفتم خاشه. گفت بدانک دنیا و آخرت خاشۀ این راه است، تا از راه برنداری بمقصود نرسی کی مهتر عالم علیه السلام چنین فرمود کی ادناها اِماطَةُ الْاذی عن الطَّریقِ. کمتر درجۀ از درجۀ ایمان آنست که خاشه از راه برداری، پس گفت هرچ نه خدای رانه چیز، و هر که نه خدای را نه کس! آنجا کی تویی همه دوزخست و آنجا کی تونیستی همه بهشت است.
هوش مصنوعی: خواجه عبدالکریم که خادم مخصوص شیخ بود و از نشابور میآمد، داستانی را نقل میکند که وقتی کودک بوده، پدرش او را به خدمت شیخ بوسعید آورد. پس از اینکه پدرش رفت، او در کنار شیخ ایستاد و ناگهان چشم شیخ به خاشاکی که بر رواق خانقاه افتاده بود، افتاد. شیخ اشاره کرد تا آن را بیاورد. وقتی عبدالکریم آن خاشاک را نزد شیخ آورد، شیخ از او پرسید که به زبان خود چه نامی دارد. او پاسخ داد "خاشه". شیخ در ادامه گفت که دنیا و آخرت هم مانند این خاشاک هستند و تا زمانی که از مسیر درست دور نشوی، به هدف نخواهی رسید؛ زیرا حضرت علی (علیهالسلام) فرمودهاند که پایینترین درجه ایمان این است که خاشاکی از راه برداشته شود. سپس شیخ گفت که اگر هیچ چیز جز خدا نباشد، آنجا همه جهنم است و اگر خدا در آنجا نباشد، همه بهشت خواهد بود.