برگردان به زبان ساده
بخط اشرف ابوالیمان دیدم رحمة اللّه علیه کی از منکران شیخ درزیی و جولاهۀ با هم دوستی داشتند و چون بهم رسیدندی میگفتندی که کار این شیخ بر اصل نیست. روزی با یکدیگر گفتند کی این مرد دعوی کرامات میکند، ما هر دو پیش او رویم، اگر بداند کی ما هر یکی چه کار کنیم بدانیم کی او بر حقّ است. پس هر دو پیش شیخ آمدند، چون چشم شیخ بر ایشان افتاد گفت:
هوش مصنوعی: در خطی از اشرف ابوالیمان آمده است که رحمت الله علیه با افرادی که به شیخ درزی و جولاهه انتقاد داشتند، دوستی داشته است. وقتی این دو نفر به هم میرسیدند، میگفتند که اعتقادات این شیخ درست نیست. یک روز تصمیم میگیرند که به شیخ بروند و این را بررسی کنند که آیا ادعای کرامات او حقیقت دارد یا نه. بنابراین، آنها به دیدن شیخ میروند و زمانی که چشم شیخ به آنها میافتد، گفت...
بر فلک بر دو مرد پیشهورند
ز آن یکی درزی و دگر جولاه
هوش مصنوعی: در آسمان، دو مرد کارآزموده وجود دارند؛ یکی خیاط است و دیگری بافنده.
پس اشارت به درزی کرد و گفت: «این ندوزد مگر قبای ملوک».
هوش مصنوعی: پس به درزی اشاره کرد و گفت: «این را ندوزد مگر برای لباس پادشاهان.»
آنگاه اشارت بجولاهه کرد و گفت: «این نبافد مگر گلیم سیاه».
هوش مصنوعی: سپس به جولا اشاره کرد و گفت: «این کار را جز با گلیم سیاه نکنید».
ایشان چون بشنیدند هر دو خجل شدند و از آن انکار توبه کردند.
هوش مصنوعی: زمانی که آنها این را شنیدند، هر دو خجالت کشیدند و از اینکه انکار کرده بودند، پشیمان شدند.