برگردان به زبان ساده
شیخ گفت یک روز شیخ بوالعباس در میان سخن با جمع میگفت کی بوسعید نازنین ملکست و شیخ الاسلام ابوسعید جد این دعاگوی چنین آورده است کی کشف این معنی شیخ را به چهل سالگی بوده است و خود جز چنین نتواند بود کی اولیاکی نواب انبیااند پیش از چهل سالگی به بلاغت درجۀ ولایت نرسیدهاند، و همچنین از صد و بیست و چهارهزار پیغامبر کی بلوغ نبوت ایشان بچهل سالگی بوده است حَتّی اِذا بَلَغَ اَشُدَّهُ وَبَلَغَ اَرْبَعینَ سَنَةً الا یحیی بن زکریا و عیسی بن مریم را صلوات اللّه علیها و علیهم، پیش از چهل سالگی نبوت و وحی بیامده است چنانک در حقّ یحیی فرمود یا یَحْیی خُذِالکتابَ بِقَوَّةِ و آتَیْناهُ الحُکْمَ صَبِیًّا و از حال عیسی خبر داد قالُوا کَیْفَ نُکلِمُ مَنْ کانَ فِی الْمهْدِصَبِیًّا ازین آیت کی هَلْ اَتی عَلَی الْانْسانِ حینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُوراً شیخ گفت قالب آدم چهل سال میان مکه و طایف افکنده بود اِنّا خَلَقْنَا الْانسانَ مِنْ نُطْفَةٍ اَمْشاجٍ نَبْتَلیه اخلاطها در وی نهاده آمد این شرکها ومنیها و داوری و انکار و خصومت و وحشت و حدیث خلق و من و تو در سینۀ او تعبیه کردیم، حینٌ مِنَ الدَّهْرِ، به چهل سال نهادیم، اکنون بَلَغَ اَشُدَّه وَبَلَغَ اَرْبَعینَ سَنَةً، به چهل سال وابیرون کنیم از سینۀ دوستان خویش، تا ایشان را پاک گردانیم. و این معاملات خود به چهل سال تمام شود. و هر بیانی کی جز چنین باشد کی گفتیم خود درست نیاید. و هرک چهل سال کمتر مجاهدت کند این وی را تمام نباشد. بدان قدر کی ریاضت میکند حجاب برمیخیزد و این حدیث روی مینماید اما باز در حجاب میشود و هرچ باز در حجاب شود هنوز تمام نبود و ما این سخن نه از شنیده میگوییم یا ازدیده، از آزموده میگوییم.
هوش مصنوعی: یک روز شیخ بوالعباس در جمعی مشغول صحبت بود و توضیح میداد که بوسعید نازنین از کدامین مقام برخوردار است. او اشاره کرد که شیخ الاسلام ابوسعید، جد دعاگوی این موضوع، گفته است که شیخ در چهل سالگی به این درک و کشف رسیده و این امر طبیعی است، زیرا اولیا و نواب انبیا پیش از چهل سالگی به درجه بلاغت و ولایت نرسیدهاند. همچنین، از تاریخ پیامبران یاد کرد که بلوغ نبوت آنها نیز در چهل سالگی اتفاق افتاده است؛ بهجز یحیی بن زکریا و عیسی بن مریم که هر دو پیش از چهل سالگی وحی دریافت کردهاند. در این راستا به آیات قرآن استناد کرد و به این نکته پرداخت که قالب آدم چهل سال در بین مکانهای مختلف معطل مانده بود و در این مدت، اجزای مختلف انسانی در او نهاده شده بود. او بیان کرد که چهل سال، زمان لازم برای رشد و تکامل درونی است و هر کس که کمتر از این مدت مجاهدت کند، به کمال نخواهد رسید. از تجربیات خود نیز ذکر کرد که این نکته را نه بهصورت شنیده، بلکه از آزمودهها میداند.