از سوز دل بسوخت گیاه وجود ما
بر آتش تو بر فلک امروز دود ما
مارا بخار مجمر گردون نه بس بود
مجمر بلای عشق و دل خسته عود ما
بر آستان دوست اگر سر توان نهاد
آنست بر مدارج دولت صعود ما
خون گردد از دریغ درون ستارگان
چون درغم تو بر فلک آید سرودما
در آتش فراق تو سوزیم یک نفس
بگذارد ار ستاره بخت حسود ما
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
از سوز دل بسوخت گیاه وجود ما
بر آتش تو بر فلک امروز دود ما
هوش مصنوعی: عواطف و احساسات عمیق ما از درد و رنجی که در دل داریم، مانند گیاهی در حال سوختن است. این سوختن به خاطر عشق یا آتش احساسات توست و امروز، اثر این سوختگی به شکل دودی بر آسمان دیده میشود.