متفرقات
میلی
»
دیوان اشعار
»
متفرقات
شمارهٔ ۱ : شادم ازین که دل ز وفای تو برگرفت
شمارهٔ ۲ : تو بدگمان و مرا با تو نیست راه سخن
شمارهٔ ۳ : میلی ار وارستهای، هرگه دچارت میشود
شمارهٔ ۴ : (گذارد لب چو بر جام می ناب)
شمارهٔ ۵ : در فراقت زان نمیمیرم که ناید در دلت
شمارهٔ ۶ : آثار جنون، عقل ز تاثیر تو دارد
شمارهٔ ۷ : عاشق به راه شوق ز کشتن حذر نکرد
شمارهٔ ۸ : به مجلس تا نگردد شرمسار از عهد خود با من
شمارهٔ ۹ : هرگه آیم سوی تو، تا سوز دل تسکین دهم
شمارهٔ ۱۰ : ز خلف وعده نهای منفعل، چو میدانی
شمارهٔ ۱۱ : کردم به دیگری پی رفع گمان غیر
شمارهٔ ۱۲ : اگرچه غیر به بزم تو سرفراز بود
شمارهٔ ۱۳ : بیقرار است دل اندر بدن کشته عشق
شمارهٔ ۱۴ : بخت اگر در خواب یک دم همدم یارم کند
شمارهٔ ۱۵ : مشکل غم و دردیست که درد و غم ما را
شمارهٔ ۱۶ : چو یافتی که برآنم که درد دل به تو گویم
شمارهٔ ۱۷ : به روی یار نیفتد مرا نظر هرگز
شمارهٔ ۱۸ : یاد تو جان غمزده را شاد میکند
شمارهٔ ۱۹ : جراحتهای دل هرگه که بینم
شمارهٔ ۲۰ : بسی خشنود میآید به سویم قاصدش، گویا
شمارهٔ ۲۱ : دلم چگونه تسلّی شود به آمدنی
شمارهٔ ۲۲ : چون بینمت به غیر، مسوز از تغافلم
شمارهٔ ۲۳ : به بالین تو آن عیسی نفس میآید ای میلی
شمارهٔ ۲۴ : غمگینتر ازانم که مرا شاد کند کس
شمارهٔ ۲۵ : وه که در کوی تو از بیاعتباریهای خویش
شمارهٔ ۲۶ - از قصیدهای در مدح جلال الدّین اکبر : چه احتیاج سوال است خلق عهد ترا
شمارهٔ ۲۷ : دوش مستی را همآغوش جنون میساختم
شمارهٔ ۲۸ : نه صبح وصل در آیینهٔ روی تو حیرانم
شمارهٔ ۲۹ : حسرت فرو خورم چو به رویش نظر کنم
شمارهٔ ۳۰ : مردم ز درد، چند ز بهر فریب خویش
شمارهٔ ۳۱ : بدبختیام ببین که شود مانع وصال
شمارهٔ ۳۲ : ز تربتی که درو کشتهٔ محبت توست
شمارهٔ ۳۳ : چنان گداختم از آتش غمت که اجل
شمارهٔ ۳۴ : ز هر نوعی که خاطرخواه او بود آنچنان کردم
شمارهٔ ۳۵ : پیش ازین، گریهام از جور وجفا بود (و) کنون
شمارهٔ ۳۶ : صلح با چشم تو کردم به نگاهی، که دگر
شمارهٔ ۳۷ : هزاران آه ازان خواری، که چون میراندی از بزمم
شمارهٔ ۳۸ : از بهر شرمساری من، ترک مست من
شمارهٔ ۳۹ : پس از عمری که در بزم وصالش جای خود بینم
شمارهٔ ۴۰ : چنان ز هجر تو عمرم به ناخوشی گذرد
شمارهٔ ۴۱ : تا نمیمیرم، نمیآید به پرسش ای رفیق
شمارهٔ ۴۲ : محبت ز اضطراب دل، پشیمانی کشید از من
شمارهٔ ۴۳ : چو گردد بهر قتل من علم تیغ جفای او
شمارهٔ ۴۴ : کاشکی افزون شود هر لحظه استغنای او
شمارهٔ ۴۵ : برخاست یار و طعنهٔ اغیار تازه شد
شمارهٔ ۴۶ - صورت قسمت میراث پدر به عنوان مطایبه : همشیره! خرج ماتم بابا از آن تو
شمارهٔ ۴۷ : شبم را نیست امید سحر در فرقت ماهی
شمارهٔ ۴۸ : زمانی دردلم صد بار میآیی، نمیدانم
شمارهٔ ۴۹ : ز بس که سادهدلم، چون تو گرم پیش آیی
شمارهٔ ۵۰ : میل داری که بمیرند جهانی به هوس
شمارهٔ ۵۱ : فریاد ازین غصّه که درد دل ما را
شمارهٔ ۵۲ : به نهان چنان نمایی همه را ز لطف رویی
شمارهٔ ۵۳ : ز اضطراب دلم رشک میشود ظاهر
شمارهٔ ۵۴ : مرا به نیم نگه میتوان تسلّی کرد
شمارهٔ ۵۵ : دشمنم کشت به فرمودهٔ تو