برگردان به زبان ساده
میا به پرستش من، چون امید صحت نیست
به حال مرگ مرا دیدن از محبت نیست
هوش مصنوعی: به من نیایید و خود را به زحمت نیندازید، چون امیدی به بهبود من نیست و دیدن حال مرگ من از روی محبت نیست.
به غایتی هوس گفتوگوست با تو مرا
که تاب خامُشیام با وجود حیرت نیست
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که با تو صحبت کنم و از تو بگویم، زیرا تحمل سکوت و بیحالیام در برابر این حیرت ممکن نیست.
کنون که جان به لب آمد مرا، دمی بنشین
مرو، که وقت چنین رفتن از مروّت نیست
هوش مصنوعی: اکنون که حال من به شدت بحرانی است و جانم به لب رسیده، لطفاً لحظهای درنگ کن و نرو، زیرا این زمانِ ترک کردن با روح انسانی و جوانمردی سازگار نیست.
خطت نقاب حیا برفکنده و ز حجاب
هنوز با تو مرا آرزوی صحبت نیست
هوش مصنوعی: نگاهت با حیا و عفت پوشانده شده و هنوز از حجاب خود به من امیدی برای صحبت نیست.
ز بی وفایی خود، گرچه شرمسار منی
هنوز پیش توام جرئت شکایت نیست
هوش مصنوعی: با اینکه از بیوفاییات شرمسارم، هنوز هم به حضورت آمدهام و جرأت ندارم که گلهای کنم.
تو با رقیبی و میلی تغافلی دارد
تغافلی که کم از صد نگاه حسرت نیست
هوش مصنوعی: تو در حالی که رقیبی داری، به عشق و علاقهات بیتوجهی میکنی؛ این بیتوجهیات ابعادی دارد که کم از صد نگاه حسرت ندارد.