برگردان به زبان ساده
جز خون دل، شراب ندانستهام که چیست
غیر از جگر، کباب ندانستهام که چیست
هوش مصنوعی: جز درد و رنج درون، هیچ چیز دیگری را نشناختهام و بیش از آن، غذایی از دل و کبابی از جگر را نمیدانم که چیست.
در خواب خوش ز دولت بیدار، غیر و من
از بخت خفته، خواب ندانستهام که چیست
هوش مصنوعی: در خواب شیرین و خوشی که از خوشبختی به وجود آمده، من و دیگری از سرنوشت غافل و بیخبر هستیم و نمیدانیم خواب چیست و به چه حالتی است.
گر دیده بر نداشتهام از روی او، چه عیب
دیوانهام، حجاب ندانستهام که چیست
هوش مصنوعی: اگر من نگاه نکردهام به چهرهی او، چه اشکالی دارد، من که دیوانهام و نمیدانم این حجاب چیست.
نومیدیام چو از تو نهایت پذیر شد
مقصودت از عتاب ندانستهام که چیست
هوش مصنوعی: وقتی که از تو ناامید شدم، نمیدانم منظور تو از این که به من تند برخورد میکنی چیست.
با من سخن نگفته، و گر گفته، از حجاب
جز خامشی جواب ندانستهام که چیست
هوش مصنوعی: من با کسی که با من صحبت نکرده، و اگر هم صحبت کرده، فقط در سکوت و پوشش مخفی باقی ماندهام و نمیدانم پاسخ چه چیزی است.
یک حرف گفته است به من، بعد صد عتاب
وان هم ز اضطراب ندانستهام که چیست
هوش مصنوعی: یک حرفی به من گفتند که باعث ناراحتیام شد و هنوز نمیدانم معنای آن چیست.
تا خوردهام ز جام محبّت میجنون
میلی شراب ناب ندانستهام که چیست
هوش مصنوعی: تا به حال از جام عشق نوشیدهام و در نتیجه، خواستهای از شراب خالص را نداشتهام و نمیدانم که چیست.