برگردان به زبان ساده
دامان ناز برزد وتیغ جفا گرفت
سرمست در رسید و گریبان ما گرفت
هوش مصنوعی: دستهای نازک و زیبا پرده را کنار زد و با تندی و بیرحمی، من را که سرمست و شاداب بودم، به دامن خود کشید و به سختی به چنگ آورد.
گردید تیر غمزه مستش به خون من
هر چند دست او به شفاعت حنا گرفت
هوش مصنوعی: چشم نازک او مانند تیری بر قلبم نشسته و مرا به گریه و اندوه انداخته است، هرچند او دستش را به نشانه ی حمایت و مهربانی رنگ کرده است.
شب گفتم آنقدر سخن از بیخودی به یار
کش خواب از فسانه بی مدعا گرفت
هوش مصنوعی: در شب، با خودم فکر میکردم که چقدر درباره بیخود بودن و شیفتگی به محبوبم صحبت کردهام، تا اینکه خواب از قصهای بیادعا به سراغم آمد.
آن شاخ گل، شکفته ز اهل وفا گذشت
تا از نسیم آه که بوی وفا گرفت؟
هوش مصنوعی: شاخ گل که از محبت و وفا شکوفا شده بود، با نگاهی به نسیم آه، بوی وفا را به خود جذب کرد و از آن گذشت.
میلی ترا کسی که ملامت ز عشق کرد
آهوی نیم جان به کمند بلا گرفت
هوش مصنوعی: کسی که به عشق تو خرده گرفت، به مانند آهویی نیمه جان در دام سختی گرفتار شد.