برگردان به زبان ساده
شب که به بزم خویشتن، دید من خراب را
رفت برون ز مجلس و ساخت بهانه خواب را
هوش مصنوعی: شب که به مهمانی خود مشغول بودم، وقتی دید که من در حالت مستی هستم، از جمع بیرون رفت و بهانهای برای خواب درست کرد.
بعد هزار ناخوشی، وقت نظاره چون شود
بخت بد من آورد، پیش نظر حجاب را
هوش مصنوعی: بعد از هزار مشکل و ناراحتی، وقتی که وقت تماشا فرا میرسد، بخت بد من حجاب و مانعی را به چشمم میآورد.
لب ز جواب پرسشم بستی و من ز بیخودی
می کنم از تو هر زمان، پرسش این جواب را
هوش مصنوعی: تو به پرسش من جواب ندادی و من از روی بیخبری و تکرار، هر بار از تو سؤال میکنم.
دل به امید خنده ات، گر بنهد زیان کند
هر که شناخت خوی آن غمزه پر عتاب را
هوش مصنوعی: دل با امید دیدن لبخند تو آرام میگیرد، اما هر کس که بداند چقدر این نیشخند تو با درد و عتاب همراه است، دچار زیان خواهد شد.
مانع بی قراریم، گر نشدی وصال تو
قدر نمی شناختم، لذت اضطراب را
هوش مصنوعی: اگر نتوانستم به وصالت برسم، مانع آرامش و سکون من بودی. در واقع، اگر به تو نمیرسیدم، هرگز نمیدانستم چقدر اضطراب و بیقراری لذتبخش است.
میلی ازین فزون مخور می که مباد ناگهان
رهزن یاد او کنی، بیخودی شراب را
هوش مصنوعی: از نوشیدن بیش از حد شراب خودداری کن، زیرا ممکن است ناخواسته یاد او را در ذهنت به وجود آوردی و به حالتی بیخود و غافل بروی.