برگردان به زبان ساده
دمی که دل تپد، از غم امان دهد ما را
نوید آمدن دلستان دهد ما را
هوش مصنوعی: زمانی که قلب ما به خاطر غم میزند، آرامش را از ما میگیرد و امیدی به آمدن محبوب به ما میدهد.
برد چو جذبه شوقم، چه حاجت است به آن
که محرمی سر کویش نشان دهد ما را
هوش مصنوعی: وقتی شوق و علاقهام به تو زیاد است، نیاز ندارم به کسی که در کوی تو به ما نشان دهد و ما را معرفی کند.
دلا بنوش می هجر و تلخکام مباش
که بدگمان، قدح امتحان دهد ما را
هوش مصنوعی: ای دل، از شراب هجران بنوش و تلخی را نچش؛ زیرا که بدگمانان به ما آزمایش خواهند کرد.
خوش آنکه حرف تو گوییم و چون تو پیش آیی
کسی حدیث دگر بر زبان دهد ما را
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن کسی که تنها از سخن تو سخن میگوید و وقتی تو در میان هستی، کسی دیگر جرأت نکند حرف دیگری بزند.
برد چو نام تو قاصد، حسد بریم، وگر
نوید وصل تو آرام جان دهد مارا
هوش مصنوعی: وقتی نام تو را به ما میگویند، حسد به دلمان میافتد، و اگر خبر وصال تو به ما برسد، آرامش جان ما را فراهم میکند.
به هجر و وصل چو بی غم شدیم، کاش اجل
فراغتی زغم این و آن دهد ما را
هوش مصنوعی: وقتی که در جدایی و نزدیکی به کسی بیخیال شدم، کاش مرگ زمانی به من بدهد تا از غم این و آن رهایی یابم.
ز چنگ هجر و اجل، کی بریم جان میلی
کشد فراق، اجل گر امان دهد ما را
هوش مصنوعی: از چنگ جدایی و مرگ، چگونه میتوانیم بگریزم؟ میل فراق به جان انسان فشار میآورد، اگر مرگ به ما مهلت دهد.