برگردان به زبان ساده
آمد آن حور و دست من بربست
زدم استادوار دست به شست
هوش مصنوعی: دختر زیبایی آمد و دست من را گرفت، به طوری که به طرز ماهرانهای به شست من زد.
ز نخ او به دست بگرفتم
چون رگ دست من به شست بخست
هوش مصنوعی: من از نخ او به دست گرفتم، مثل اینکه رگ دست من به شست فشار آمده است.
گفت هشیار باش و آهسته
دست هر جا مزن چو مردم مست
هوش مصنوعی: باید مراقب باشی و با احتیاط رفتار کنی و به هر چیزی بیدلیل نزدیک نشوی، مانند آدمهای مست که کنترل ندارند.
گفتم ار من به دست بگرفتم
ز نخ ساده تو عذرم هست
هوش مصنوعی: من به تو گفتم اگر من این نخ ساده را در دست بگیرم، دلیلی برای عذرخواهی دارم.
زآنکه هنگام رگ زدن رسم است
سیب سیمین گرفتن اندر دست
هوش مصنوعی: چون زمان رگ زدن فرا رسیده، عادی است که سیب نقرهای را در دست بگیری.