برگردان به زبان ساده
باز عثمان عندلیب آواز
کرده از قول جادویی آغاز
هوش مصنوعی: پرندهای به نام عثمان، با صدایی دلنشین و زیبا خوانده و از یک داستان یا افسانه جادویی خبر میدهد.
دست زد چون به خفچه ایقاع
بگذراند ز اوج چرخ سماع
هوش مصنوعی: هنگامی که به مکان و لحظهای خاص رسید، چنان به تپش درآمد که گویی در حال رقص و شوقی بیپایان است.
بانگ ناگه چو بر سرود زند
آتش اندر دماغ عود زند
هوش مصنوعی: ناگهان وقتی صدای آواز بلند میشود، آتش در مغز مانند بخار عود شعلهور میشود.
خواجه ناگه چو در سماع آید
عشرت و خرمی بیفزاید
هوش مصنوعی: وقتی خواجه ناگهان در حال شادی و سرور وارد میشود، لذت و خوشحالی زیاد میشود.
ساتگینی بزرگتر خواهد
زو سرود و سماع درخواهد
هوش مصنوعی: نغمه و رقص از او بیشتر خواهد شد.
خواهد از وی زمان زمان بازی
گاهگاهش کند هم آوازی
هوش مصنوعی: او میخواهد گاهی و به طور متناوب با او بازی کند و همنوا شود.
گر نبودی گریز پای و دنس
بزم ها را چو او نبودی کس
هوش مصنوعی: اگر تو در این مجالس شاد و پرجنب و جوش نبود، هیچ کس به اینگونه نمیرقصید و حال خوش نمیکرد.
مطربان را به هم بر آغالد
از میانه سبک برون کالد
هوش مصنوعی: نوازندگان را به یکدیگر نزدیک کن و از میانه، سبکی و بیپروایی را دور کن.
تا کند گنده ای درشت به کف
راست با هره ای چو چنبر دف
هوش مصنوعی: به نظر میرسد شخصی به دنبال ایجاد گودالی عمیق و بزرگ است و این کار را با استفاده از ابزاری خاص و گرد شبیه به نوعی دایره انجام میدهد.
تا بخسبد به کنجی اندر مست
با یکی قحبه کلنده کست
هوش مصنوعی: او در گوشهای دراز کشیده و در حال خواب است، در حالی که با یکی از زنان بیعفت به سر میبرد.
هرگز آن شوخ دیده بی شرم
زلت خادمان نگردد نرم
هوش مصنوعی: هرگز آن شخص بازیگوش و بیخیال در برابر خدمتگزاران نرم و مهربان نمیشود.
آن کسانی که دشمن اویند
بیهده چیزکی نمی گویند
هوش مصنوعی: دشمنان او به راحتی و بدون دلیل نمیگویند.
آنچه گویند من چرا گویم
عیب آن بی هنر چرا جویم
هوش مصنوعی: آنچه دیگران میگویند، چرا باید من هم بگویم؟ عیب و نقص کسی که در هنر توانایی ندارد را چرا باید جستجو کنم؟
او نبوده ست کودک نیکو
خوش نبوده ست لحن و نغمت او
هوش مصنوعی: او هرگز کودک خوب و نیکویی نبوده و لحن و نغمهاش هم زیبا نیست.
به سرای کجک نرفته است او
مست هرگز به شب نخفته است او
هوش مصنوعی: او هرگز به خانهی کوچک نرفته و شبها هیچ وقت خوابش نبرده است.
گرد بازار و کوی گم گشتست
به سر مرغزار بگذشته ست
هوش مصنوعی: در جستجوی راه خود، بیهدف در بازار و محلهها wandering بودم و حالا از میان مرغزار عبور کردهام.
من سخن گر همی نگردانم
وز طریقی دگر همی رانم
هوش مصنوعی: اگر من سخن را در جای خود نگردانم و از راه دیگری آن را پیش نبرم، کارهایم به درستی انجام نخواهد شد.
حلقه گوش او همی گوید
که زبان زین سخن چه می جوید
هوش مصنوعی: حلقه گوش او میگوید که زبانش چرا به دنبال این کلمات است.
یک اشارت کفایتست او را
بنده را درخورست زخم عصا
هوش مصنوعی: یک اشاره کافی است برای او، چون برای بنده زخم عصا مناسب است.