برگردان به زبان ساده
کدام رنج که آن مر مرا نگشت نصیب
کدام غم که بدان مر مرا نبود نوید
هوش مصنوعی: کدام رنجی هست که من آن را تجربه نکردهام؟ و کدام اندوهی وجود دارد که من از آن بیخبر بودهام؟
اگر غم دل من جمله عمر میبودی
به گیتی اندر بیشک بماندمی جاوید
هوش مصنوعی: اگر تمامی مدت عمر من پر از غم و اندوه باشد، بیشک در این دنیا دوام و بقای همیشگی داشتم.
همی بپیچم از رنج چوشوشه زر
همی بلرزم بر خویشتن چو شاخک بید
هوش مصنوعی: من از درد و رنج به خود میپیچم و مانند شاخک یک بید بر خود میلرزم.
امید نیست مرا گر کسی امید بود
امید منقطع و منقطع امید امید
هوش مصنوعی: اگر امیدی در دل کسی باشد، برای من امیدی نیست و این امید نیز از هم گسسته است.
نگر چگونه بود حال من که در شب و روز
چراغم از مهتابست و آتش از خورشید
هوش مصنوعی: حالم را تصور کن؛ در شب و روز، نور من از نور ماه تأمین میشود و گرمایش از خورشید میآید.
سپید گشت به من روی روزگار و کنون
همی سیاه کند روزگارم اینت سپید
هوش مصنوعی: روزگار زمانی برای من روشن و دلانگیز بود، اما اکنون دوباره تیره و تار شده است.