برگردان به زبان ساده
خویش را در جهان علم کردن
هست بر خویشتن ستم کردن
هوش مصنوعی: اگر انسان بخواهد تنها در علم و دانش خود را نمایان کند، در واقع به خود ظلم کرده است.
تن به تیمار در هوس بستن
دل به اندیشه جای غم کردن
هوش مصنوعی: بدن را به زحمت انداختن و دل را به آرزوها مشغول کردن، به جای اینکه به فکر غم و اندوه باشیم.
خشمگین بودن وز خشم خدای
بر تن بی خرد رقم کردن
هوش مصنوعی: خاموش بودن عقل و تسلیم شدن به خشم، گناهان و عواقب ناپسند را به همراه دارد.
دوستان را و زیر دستان را
به دل آورد و متهم کردن
هوش مصنوعی: دوستان و کسانی که در پایینتر از خود میدانید را با دلجویی و محبت به خود جذب کنید و از متهم کردن آنها پرهیز کنید.
دست با راستی زدن در کار
قامت راستی به خم کردن
هوش مصنوعی: وقتی که با صداقت و درستکاری در تلاش برآیی، نباید خود را در انجام کارها ناتوان یا ضعیف حس کنی.
دل و جان را همه طعام و شراب
نغمه و لحن زیر و بم کردن
هوش مصنوعی: دل و جان را با نغمهها و لحنهای مختلف سیراب و تغذیه میکنند.
از حرام و حلال جاهل وار
روز و شب خواسته به هم کردن
هوش مصنوعی: افراد ناآگاه به طور مداوم در پی مخلوط کردن مسائل حلال و حرام هستند، بدون اینکه به تفاوتها و ارزشهای واقعی آنها توجه کنند.
یاد ناکردن از سؤال و شمار
خانه پر زر و پر درم کردن
هوش مصنوعی: به یاد نیاوردن از پرسش و شمارش، خانهای را پر از طلا و نقره کردن.
لقمه لقمه ز آتش دوزخ
اندین مردری شکم کردن
هوش مصنوعی: این مرد هر روز از آتش جهنم لقمه لقمه غذا میخورد و شکم خود را پر میکند.
عمر ناپایدار چون شمنان
در پرستیدن صنم کردن
هوش مصنوعی: عمر انسان ناپایدار و بیثبات است، مانند کسانی که در عبادت و پرستش مجسمهها و بتها در تلاشند.
ای برادر نکونگر به وجود
سازد اندیشه عدم کردن
هوش مصنوعی: ای برادر، خوب بنگر که وجود و هستی را بساز و از فکر به عدم و نیستی دوری کن.
تن و جان در خصومتند و سزد
عقل را در میان حکم کردن
هوش مصنوعی: بدن و روح در درگیری و تضاد هستند و بر این اساس، عقل باید در میان این دو قضاوت کند.
گوش بر لابنه به عجز چو نیست
مذهب مردمان نعم کردن
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند در برابر ناپسندها آرامش خود را حفظ کند و فقط به بیاهمیتی دیگران توجه کند، در واقع به چیزی جز گفتار مردم توجه نمیکند و به حال خود غمگین است.
کرم از هیچ کس مجوی که نیست
عادت هیچ کس کرم کردن
هوش مصنوعی: به هیچکس امید نداشته باش که خوب بودن و بخشیدن ویژگی معمولی انسانها نیست.
با نصیبی که داری از روزی
ممکنت نیست هیچ ضم کردن
هوش مصنوعی: با توجه به میزان روزی که داری، نمیتوانی چیز دیگری را به آن اضافه کنی.
نیست از عقل گر بیندیشی
تکیه بر تیغ و بر قلم کردن
هوش مصنوعی: اگر با عقل و تفکر نگاه کنی، متوجه میشوی که تکیه بر قدرت نظامی و سلاحها یا بر نوشتن و بیان کلام، در واقع درست نیست.
همه چاره کنی و نتوانی
چاره این شمرده دم کردن
هوش مصنوعی: هر کاری که کنی و نتوانی راه حلی برای این مشکل پیدا کنی، به هیچ جا نخواهی رسید.
نیست مسعود سعد باب خرد
دل ز کار جهان دژم کردن
هوش مصنوعی: مسعود سعد میگوید که دل او از کارهای ناامیدکننده و تلخ دنیا به حالت افسردگی درآمده و بیخود شده است.
رنج بر دل منه که گردون را
پیشه افزونی است و کم کردن
هوش مصنوعی: غصه را به دل خود راه نده، چون دنیا تابعی از افزایش و کاهش است.
هر چه دانی بگوی از آنکه زبانت
خشک باشد به وقت نم کردن
هوش مصنوعی: هر چه در خصوص آگاهی داری، بیان کن؛ زیرا ممکن است در زمان نیاز، زبانت قاصر باشد و نتوانی چیزی بگویی.