برگردان به زبان ساده
ترکان که پشت و بازوی ملکند و روزگار
هستند گاه حمله بزرگان کارزار
هوش مصنوعی: ترکان، که پشتوانه ملک و زندگی هستند، زمانی نیز حملههای بزرگانی را در میدان جنگ تجربه میکنند.
گردان سرکشند و دلیران چیره دست
شیران بیشه اند و پلنگان کوهسار
هوش مصنوعی: رزمندگان دلیر و شجاع هستند و در میدان جنگ مانند شیران جنگل و پلنگان کوهستان دارای قدرت و توانایی بالایی هستند.
در دستشان کمان ها مانند ابرها
در زخم تیرهاشان باران تند بار
هوش مصنوعی: آنها کمانهایی در دست دارند که مانند ابرها، تیرهایشان زخم ایجاد میکند و باران تندی از آن میبارد.
در چشم نیک خواهان رسته چو تازه گل
در جان بد سگالان رسته چو تیزخار
هوش مصنوعی: در نگاه افرادی که خوباندیش هستند، جوانهای شاداب و تازه مانند گل شکفته شده است، ولی در دل کسانی که بد فکر و بدخواه هستند، همانند تیغی تیز و آزاردهنده وجود دارد.
پولاد را به تیغ بسنبند گاه زخم
خورشید را به تیر بپوشند روز بار
هوش مصنوعی: برای توجیه و محافظت از دو مقوله مهم باید تلاش کرد: یکی از آسیبهای ناشی از اشعه خورشید و دیگری از ضربههای ناگهانی. در واقع، باید در برابر خطرات و آسیبهای پیرامون خود آماده و مصون باشیم.
باره برون جهانند از آتشین مصاف
بیلک برون گذارند از آهنین حصار
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف رفت و آمد موجودات به دنیای بیرون اشاره شده است. آنها از مکانهای خطرناک و دشوار که به مانند میدان جنگی آتشین هستند، عبور میکنند و خود را از موانع سخت و سنگین به مانند حصارهای آهنین عبور میدهند. این تصویر نوعی تلاش و کوشش برای رسیدن به آزادی و فضاهای بهتر را نشان میدهد.
رحمت برین سران سرافراخته چو سرو
کاندر سرای ملک رزانند روز بار
هوش مصنوعی: رحمت بر آن سران بزرگ و بلندمرتبه که همچون سروها در خانه فرمانروایی میدرخشند و روزگار خود را سپری میکنند.
رحمت برین یلان که به میدان کر و فر
خیزند وقت حمله چو شیران مرغزار
هوش مصنوعی: رحمت بر آن جوانمردان که در میادین جنگ با شجاعت و قدرت برخیزند و در زمان حمله به مانند شیران در دشت ها باشند.
جان بردن عدو را بسته میان به جان
در پیش شهریار جهاندار کامگار
هوش مصنوعی: دشمن را از میان برمیدارم، چون جانم را برای پادشاه پیروزمند و بزرگ قربانی میکنم.
مسعود شاه مشرق و مغرب که دور چرخ
بر تاج او سعود کند هر زمان نثار
هوش مصنوعی: مسعود شاه، پادشاهی که بر شرق و غرب فرمان میراند، همیشه با چرخ دوران برکت و سعادتش بر سرش فرود میآید.
ای یافته سپهر ز تو قدر و مرتبت
وی کرده روزگار ز رأی تو افتخار
هوش مصنوعی: ای کسی که آسمان به خاطر تو ارزش و مقام یافته است، روزگار به خاطر نظر تو به خود می بالد.
تو بدسگال مال وز کف تو روز بزم
چون بدسگال مال تو کم یافت زینهار
هوش مصنوعی: در روزی که تو در جشن و خوشی به سر میبری، اگر به دنبال مال و ثروت باشی، باید بدان که ممکن است به زودی چیزی را که در دست داری از دست بدهی. پس در این لحظههای شاد، مراقب باش و هوشیار باش که مال و داراییات کم نشود.
تیغ برهنه تو چنان یافت کسوتی
کان ملک را شعار بود عدل را دثار
هوش مصنوعی: تیغ برهنه تو به قدری زیبا و باوقار است که مانند لباس پادشاهان به نشانه عدالت به تن کرده است.
تا عزم راه و قصد سفر کرده ای شدست
فصل خزان به خرمی فصل نوبهار
هوش مصنوعی: وقتی تصمیم به سفر گرفتهای، در حالی که در حال آماده شدن هستی، فصل پاییز به خوشی و سرسبزی فصل بهار تبدیل شده است.
گردی روان به طالع میمون و فال سعد
اقبال راهبر شده و بخت کامگار
هوش مصنوعی: گردش روزگار به نفع مقدر و خوشبختی است و سرنوشت روشن و خوشی را برای فرد به ارمغان آورده است.
بر تیز خیز کوهی تند سبک رکاب
رخشی چو باد در تک و چون چرخ در مدار
هوش مصنوعی: بر فراز یک کوه بلند و سریع، اسب تندرو و سبکی مثل باد در حال حرکت است و مانند چرخوفلک در مسیر خودش میچرخد.
وین شاهزادگان که بدیشان شدست باز
اصل بنای دولت و دین سخت استوار
هوش مصنوعی: این شاهزادگان که به آنها توجه شده، اساس و پایهی قدرت و دین را به شدت محکم و استوار ساختهاند.
با فر و جاه خسرو پرویز و کیقباد
با بأس و زور رستم و گیو و سفندیار
هوش مصنوعی: دارای شکوه و مقام خسرو پرویز و کیقباد، با قدرت و نیروی رستم، گیو و سفندیار.
جمله تو را عزیزان چون جان و تن ولیک
امر تو را به رغبت مأمور و جانسپار
هوش مصنوعی: تمامی عزیزان تو را مانند جان و تن خود میدانند، اما در عین حال، در انجام دستورات تو با رغبت و شوق عمل میکنند و جان خود را فدای تو میکنند.
در گرد چتر و رایت تو کرده تعبیه
شیران بی نهایت و پیلان بی شمار
هوش مصنوعی: در اطراف پرچم و سایه تو، شیران بسیار و فیلهای بیشماری قرار گرفتهاند.
خو کرده دستهاشان با لعب طعن و ضرب
خوش گشته گوشهاشان با بانگ گیرودار
هوش مصنوعی: دستهای آنان به درگیری و نزاع عادت کرده و گوشهایشان به صدای جنگ و هیاهو عادت یافته است.
یک شاهزاده را تو اگر نامزد کنی
گویی که تخت قیصر و تاجش به حضرت آر
هوش مصنوعی: اگر با یک شاهزاده نامزد شوی، گویی که تخت و تاج فرمانروایی را به دوش میکشی و به مقام بزرگی دست یافتهای.
راند سپه به روم و کند روم را خراب
یک مه تو را ندارد بیش اندر انتظار
هوش مصنوعی: سپاه به روم تاخت و شهر را ویران کرد، اما یک مه تو را بیش از این در انتظار ندارد.
آراسته ست دولت و دین از تو تا به حشر
کایزد بهر دولت و دین کردت اختیار
هوش مصنوعی: دولت و دین به زیبایی از تو تا روز قیامت زینت داده شده است، چرا که خدا به خاطر اعتلای دولت و دین، تو را انتخاب کرده است.
شاها زمین هند به خون تشنه گشت باز
زینجا به سوی هند سپاهی کش ابروار
هوش مصنوعی: ای پادشاه، سرزمین هند دوباره به خون نیاز دارد، اکنون سپاهی با عزم و اراده از اینجا به سمت هند روانه کن.
سیراب کن زمین را یک سر به تیغ تیز
هر سو ز خون فروران بر خاک جویبار
هوش مصنوعی: زمین را به طور کامل سیراب کن، با تیزی و شدت مانند چاقویی که هر سمتش پر از خون باشد و بر روی خاک جریان پیدا کند.
امروز بارد آنچه نبارید تیغ دی
امسال بیند آنچه ندیدست هند پار
هوش مصنوعی: امروز اتفاقاتی میافتد که در گذشته نیفتاده بود و آنچه در سالهای قبل دیده نشده، حالا قابل مشاهده است.
امروز بت پرستان هستند بی گمان
در بیشه ها خزیده و در غارها بشار
هوش مصنوعی: امروز واضح است که افرادی که به بتپرستی اعتقاد دارند، در جنگلها و غارها پنهان شدهاند.
اکنون چنان در افتد در هند زلزله
کز هر سویی بلرزد هامون و کوه و غار
هوش مصنوعی: اکنون زلزلهای در هند به وقوع میپیوندد که از هر طرف، دشتها، کوهها و غارها به لرزه درمیآیند.
از بوم و خاک هند بروید نبات مرگ
وز جان اهل شرک برآید دم و دمار
هوش مصنوعی: گیاهی که از خاک هند میروید، حاصل مرگ و نابودی است و نفس افراد مشرک از آن سر بر میآورد و به فساد و ویرانی منجر میشود.
در هند بشکفاند آن تیغ برق زخم
هنگام کارزار به دی ماه لاله زار
هوش مصنوعی: در هند، در زمان جنگ و در دی ماه، آن تیغی که مانند برق میدرخشد، زخمهایی را به وجود میآورد که لالهزارها را معطر میکند.
بپراکند ز هول تو چون گرد هر سپاه
بشکافد از نهیب تو چون نار هر حصار
هوش مصنوعی: از ترس تو، دشمنان مانند گرد و غبار پراکنده میشوند و از صدا و قدرت تو، دیوارهای محکم هم شکسته خواهند شد.
وز سهم آبرنگ حسام تو خسروا
آتشکده شود دل رایان گنگبار
هوش مصنوعی: از رنگ آبی که حسام به دل میبخشد، آتشکدهای برای خسروا (شاهی) ساخته میشود، که دل رایان را به شوق و شگفتی میآورد.
از جمع بست پرستان وز فوج مشرکان
بانگ و نفیر خیزد روزی هزار بار
هوش مصنوعی: در روزهایی که مردم فرقههای مختلف و گروههای مخالف جمع میشوند، صدا و فریادهای آنها به طور مکرر برمیخیزد.
گویند بازخاست ز جای آن سپید شیر
کو را ز جان یاران باشد همه شکار
هوش مصنوعی: میگویند آن شیری که سفید است و از یارانش به شدت دفاع میکند، از جای خود برخاسته و آماده شکار است.
کردست عزم آن که بشوید ز کفر پاک
مرهند را به ضربت شمشیر آبدار
هوش مصنوعی: عزم آن دارد که با ضربت شمشیر تیز، کافران را از بین ببرد و آنها را از کفر پاک کند.
در دست تو به حمله علم ها بکند باز
آن رخش باد سیر تو و آن گرز گاوسار
هوش مصنوعی: در دستان تو علم و دانش به اوج میرسد، همانطور که اسب تو در باد سرعت میگیرد و آن گرزی که به دوش گاوسار است، قدرتی را به نمایش میگذارد.
وین هر دو را به کوشش یاری دهند نیز
آن رمح جان شکار تو و تیغ عمر خوار
هوش مصنوعی: این دو (رمح جان و تیغ عمر) به تو کمک میکنند تا به هدفهای خود دست یابی. یکی به تو قدرت میدهد و دیگری عمر تو را محدود میکند.
از سطوت تو شرک بنالد چو رعد سخت
وز ضربت تو کفر بگرید چو ابر زار
هوش مصنوعی: از قدرت و عظمت تو، شرک (یعنی پرستش غیر خدا) مانند رعدی غمگین میشود و از ضربههای تو، کافر مانند ابری بارانی، اشک میریزد.
گردد ظفر قوی و شود فتح زورمند
زان بیلک نحیف تو و خنجر نزار
هوش مصنوعی: پیروزی و کامیابی به افرادی قوی و نیرومند تعلق میگیرد، نه به کسانی که ابزار ضعیف و کمتوانی دارند.
گیرد زمین ز تیغ همه پاک رود خون
گردد فلک ز گرد هوا جمله بحر قار
هوش مصنوعی: زمین از ضربات تیغ همگی جانی میشود، خون در آسمان میریزد و همه دریاها از غبار هوا پر میشوند.
ای جاه تو چو مهر ز رتبت فلک فروز
وی کف تو چو ابر به بخشش جهان نگار
هوش مصنوعی: ای زیبایی تو مانند مهر در آسمان درخشان است و بخشش تو مانند ابر، نعمتها و موهبتها را در سراسر جهان پراکنده میکند.
تو سایه خدایی و خورشید خسروان
جز تو که دید هرگز خورشید سایه دار
هوش مصنوعی: تو به قدری بزرگ و باارزش هستی که همچون سایهای از خدا به نظر میرسنی و هیچ خورشیدی مانند تو را نمیتوان دید که سایهای بر زمین بیفکند.
اختر کجا فروزان باشد به نقش مهر
شاهان به تو چه مانند ای شاه و شهریار
هوش مصنوعی: ای پادشاه و شهریار، ستارهها کجا میدرخشند و نشانهای آفتابگونه شاهان به کجا وابسته است، این برای تو چه اهمیتی دارد؟
حقا که چون تو راد ندیدست دور چرخ
والله که چون تو شاه ندیدست روزگار
هوش مصنوعی: واقعا که دوران حیات، کسی مانند تو را ندیده است و به خدا قسم، روزگار هیچ پادشاهی مانند تو را تجربه نکرده است.
دیوان ملک بیش نیابد چو تو ملک
میدان ملک بیش نبیند چو تو سوار
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند تو در میدان فرمانروایی وجود ندارد و هیچ کسی مانند تو سوار بر اسب در این عرصه دیده نمیشود.
در جمله ملک بود تو را دایه زین سبب
گه بر کتف نشاندت و گاه با کنار
هوش مصنوعی: در حقیقت، تو در میان درباریان و اشراف قرار داشتی؛ به همین دلیل گاهی تو را بر شانههای خود مینشاندند و گاهی در کنار خود مینشانیدند.
تا تیغ تیز مادر فتحست روز رزم
گردد به گاه زادن گریان و بی قرار
هوش مصنوعی: تا زمانی که شمشیر تیز مادر فتح (پیروزی) در دست است، روز جنگ به هنگام زادن، گریان و ناآرام خواهد بود.
بر زادن فتوح قوی باد تیغ تو
تا هر زمانت فتحی زاید چو صد نگار
هوش مصنوعی: بگذار تیغ تو با قدرتش همواره بر پیروزیها بیفزاید، تا همیشه مانند صد تصویر زیبایی که به دنیا میآورد، موفقیتها و فتحهای جدیدی به ارمغان آورد.
بادت خجسته عزم و ره نهمت و غزات
کام مراد تو همه حاصل ز کردگار
هوش مصنوعی: باد تو مبارک باشد و عزم و راهت خوش، و خوشبختیات به خواستههای تو و نتیجهی هدایت خداوند برگردد.
چرخت غلام وعمر به کام و زمانه رام
دولت رفیق و بخت معین و خدای یار
هوش مصنوعی: زندگیات را به خوبی سپری کن، زمان به نفع توست و با یاری خدا، شانس و موفقیت در کنارت هستند.