برگردان به زبان ساده
دگر ره رام اندر زاری افتاد
به زاری گفت کای خور پریزاد
هوش مصنوعی: در مسیر جدیدی، شخصی در حال درد و زاری است و به شکلی غمگین و ناامیدانه میگوید: ای فرشته زیبای من.
سخن شیرین کن از لعل شکربار
منوشان بی نمک اندر نمکسار
هوش مصنوعی: گفتار خود را دلنشین و شیرین کن، همانند شکر و شهد. از زحمت بیفایده و بینمک خودداری کن.
چو آن بی طاقتی ز اندازه بگذشت
فتاد آتش به جان زاهد دشت
هوش مصنوعی: زمانی که آن ناتوانی و ناآرامی به حدی رسید که از اندازه فراتر رفت، آتش عشق در دل زاهدی که در دشت بود شعلهور شد.
به سیتا گفت ای فرزندخوانده !
حقم برگردنت وامی است مانده
هوش مصنوعی: سیتا، دختر عزیزم! بدهیای که به من داری همچنان باقی است و باید آن را به من برگردانی.
ز بهر حق گذاری بر من امروز
ببخشا بر دل رام جگر سوز
هوش مصنوعی: امروز به خاطر حق، از من بگذر و دل پر درد و شکنندهام را ببخش.
برای خاطرم با این جوانمرد
بباید خواه ناخواه آشتی کرد
هوش مصنوعی: برای حفظ آرامش و خاطر خود، باید با این فرد نیکوکار به صلح و دوستی برسم، خواه دوست داشته باشم یا نه.
اگرچه رام سر تا پا گناه است
مبرا شو که اشکش عذر خواه است
هوش مصنوعی: هرچند که رام به طور کامل دچار اشتباه و گناه است، ولی نگران نباش که او از دل نازک و پشیمانی اش، عذرخواهی میکند.
به جان او مکن زین بیش آزار
نهانی بود پیش از وی گرفتار
هوش مصنوعی: به جان او بیشتر از این آسیب نرسان، چرا که پیش از او کسی به طور پنهانی گرفتار شده است.
وگر زین بیش آزارش نمایی
کنم بر تو دعای بی ریایی
هوش مصنوعی: اگر بیشتر از این به او آزار برسانی، برای تو دعای خالصانهای میکنم.
که دل را گم کنی بازش نیابی
نماید آب حیوانت سرابی
هوش مصنوعی: اگر دل را گم کنی، دیگر نمیتوانی آن را پیدا کنی، زیرا نشان آب زندگیات تنها یک سراب به نظر میرسد.
پری هرچند ظاهر بود آزار
نهانی بود در دل زو گرفتار
هوش مصنوعی: پری هرچند که ظاهری زیبا و خوشگل دارد، اما در دل او نية آزار و آسیب به دیگران است و کسی در چنگال این نیت متضرر شده است.
درش بگشاد ره داده به گلشن
ز روی خود جهان را کرد روشن
هوش مصنوعی: در را به روی گلستان گشود و به خاطر زیباییاش، جهان را روشن و پرنور کرد.
رسید آن تشته لب بر چشمه نوش
ز شادی کرد استسقا فراموش
هوش مصنوعی: آن کس که تشنه بود، به چشمهی نوشی رسید و از خوشحالی، تمام تشنگیاش را فراموش کرد.
صنم گفتا دل آزار جفا کیش
چها محنت که دیدند از تو دلریش
هوش مصنوعی: عشق من، ای معشوق زیبا، چگونه میتوانی با رفتارهای بیرحمانهات دلی را که به تو وابسته است، آزار دهی؟ چقدر درد و رنج را از تو کشیدند تا به این دل شکسته رسیدند؟
نکو نبود دل آزاری نمودن
به معشوق این همه خواری نمودن
هوش مصنوعی: آزار دادن محبوب کاری ناپسند است و این همه ذلت کشیدن برای او شایسته نیست.
چه بود آن بی سبب رنجاندن کس
بفرما تا چه نام آن نهد کس
هوش مصنوعی: چرا بدون دلیل کسی را برنجانیم؟ بگو ببینم، چه نامی میتوان بر این کار گذاشت؟
جوابش باز داد آن کان غیرت
که جوشید از دلم طوفان غیرت
هوش مصنوعی: غیرت و احساساتی که در دل من فوران کرده بود، پاسخ او را به شکلی شدید داد.
خرد را کشتی تدبیر شد غرق
که نتوانست کرد از نیک و بد فرق
هوش مصنوعی: خرد و عقل مانند کشتیای هستند که در مشکلات و سختیها غرق میشوند زیرا نتوانستهاند بین کارهای خوب و بد تمایز قائل شوند.
ز غیرت بود این جورِ روانم
که من هم نیز از دستش به جانم
هوش مصنوعی: این حال و روز من ناشی از غیرت است، و به همین خاطر است که من نیز به شدت از دست این وضعیت رنج میبرم.
هنوز آن غیرتم کان خصم جانست
بدین پاکی به تو بر، بدگمانست
هوش مصنوعی: به رغم اینکه هنوز غیرت من به اندازهای است که دشمن جانم به حساب میآید، اما با این حال به تو که در پاکی و صفا هستی، بدگمانم.
نرفت از خاطرم آن خوی ناخوش
کمان کس ساخت از بند رسن کش
هوش مصنوعی: آن ویژگی ناخوشایند که مانند کمان از بند رها شده بود، هرگز از یادم نرفت.
دلم داند که تو پاکی پری وار
و لیکن امتحان خواهم دگر بار
هوش مصنوعی: دل من میداند که تو مانند پریها پاک و بیآلایش هستی، اما میخواهم دوباره امتحانت کنم.
شنید و زهر خندید آن شکر خند
گشاد از لعل تعویذ زبان بند
هوش مصنوعی: او شنید و با لبخند تلخی پاسخ داد، همانطور که از زبان شیرینش، طلسمی برای بستن زبان دیگران برمیدارد.
چه گوید با چنین بهتان کس اندر
فلک شد پاره چون دور دروگر
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به بیاعتباری و بیمعنایی برخی سخنان و اظهارات اشاره دارد. شخصی که با اتهام زده میشود، در آسمانها به مانند یک تکهای بیارزش و دور از حقیقت شناخته میشود. به عبارت دیگر، این بیانگر آن است که وقتی گوینده به اتهامها و تهمتها توجهی نکند، ارزش و اعتبار او از بین میرود و به انزوا میافتد.
ز گفت زاهدم از خس پسر شد
نه دختر را پسر ز آلت پدر شد
هوش مصنوعی: از سخن زاهد فهمیدم که پسری به دنیا آمده است، نه دختری، زیرا پسر از طریق ابزار پدر به وجود میآید.
از آن تهمت که می کردی از آن پیش
شد آتش خوش گواه این دل ریش
هوش مصنوعی: به خاطر تهمتی که به من میزدی، آتش دل زخمخوردهام اکنون گواهی بر این موضوع است.
فرشته آدمی دیو و پریزاد
قسمها خورد بهر عصتم باد
هوش مصنوعی: انسانی دارای خصوصیات نیک و بد است و به همین دلیل، بخت و سرنوشتش تحت تأثیر این دوگانگی قرار دارد.
گواه خود کرا آرم دگر بار
به خواری زار نالم پیش دادار
هوش مصنوعی: من کسی را برای شهادت بر حال زار و ناامید خود نمییابم، بار دیگر در پیش خداوند بزرگ ناله سر میزنم.
که سازد این زمین سخت پاره
روم در وی ز تو گیرم کناره
هوش مصنوعی: این زمین سختی که وجود دارد، میتواند به من جایی بدهد تا از تو فاصله بگیرم و کنارهگیری کنم.
همین گفت و دعا را دست برداشت
ز صدق دل دعای او اثر داشت
هوش مصنوعی: او با دلی پاک و خالص دست به دعا و درخواست از خدا زد و همین دعا باعث شد تا به نتیجه مطلوب برسد.