برگردان به زبان ساده
می حدیثی از لب ساقی روایت می کند
باده از سرمستی چشمش حکایت میکند
هوش مصنوعی: ساقی از عشق و شادی صحبت میکند و شراب هم از خوشحالی و سرمستی چشمان او خبر میدهد.
از حدیث مستی چشمش دلم سرمست شد
قصهمستان مگر تا چون سرایت میکند
هوش مصنوعی: به خاطر داستان مستی چشمان او، دل من نیز سرمست شد. آیا تا به حال به حالت سرمستی فکر کردهای که چگونه به آدمی نفوذ میکند؟
در بدایت داشت جانم مشتی از جام لبش
در نهایت زان سبب میل بدایت میکند
هوش مصنوعی: در ابتدا جانم فقط یک جرعه از لب او داشت، اما در نهایت به همین خاطر به آغاز دوبارهای تمایل پیدا میکند.
دست زلفش گشت در تاراج ملک جان دراز
این تطاول بین که در شهر ولایت میکند
هوش مصنوعی: دست زلف او، جانم را به تاراج میبرد. ببین که چقدر بیپروا در این شهر محبت میکند.
شکر ها دارد دلم از لعل شکر بار او
گرچه از زلف پریشانش شکایت میکند
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیباییهای او شکرگزاری میکند، هرچند به خاطر زلفهای نامرتبش شکایت دارد.
چشم مست دلنوازش بین که در مستی خویش
جانب دلرا رعایت تا چه غایت میکند
هوش مصنوعی: نگاه کن به چشمان زیبای او که در حالت مستی، به دل دیگران احترام میگذارد و تا چه حد این کار را به خوبی انجام میدهد.
این کفایت بین که پیش خدمت جانان بصدق
هر که یکدل می بود جانان کفایت میکند
هوش مصنوعی: این کافیست که در خدمت معشوق باشی و با صداقت به او ابراز عشق کنی، زیرا هر کسی که به او صادقانه دل ببندد، معشوق او را به خوبی درک و پاسخگو خواهد بود.
هر کسی دارن از بهر حمایت جانبی
مغربی را چشم سرمستش حمایت میکند
هوش مصنوعی: هر شخصی به نوعی از طرف کسی در زندگیاش حمایت میشود و این حمایت میتواند باعث خوشحالی و سرخوشی او گردد.
آنکس که نهان بود ز ما آمد و ما شد
وانکس که ز ما بود و شما ما و شما شد
هوش مصنوعی: کسی که از ما پنهان بود، به ما نزدیک شد و به ما تعلق پیدا کرد. و کسی که از ما بود، حالا به شما مربوط شده و به شما پیوسته است.