برگردان به زبان ساده
دل شد اندر پیچ و تاب حلقه گیسوی اوست
پیچ و تاب حلقه ی گیسوی او بی انتهاست
هوش مصنوعی: دل در چنگال زیبایی و پیچیدگی موهای او گرفتار شده است و این پیچیدگی به حدی است که پایان ندارد.
در سر زلفش ندانم دل کجا افتاده است
تا کدامین موی دارد موی او بی انتهاست
هوش مصنوعی: در دل من نمیدانم که کجا و چگونه به دام زلف او افتادهام، زیرا هر رشته از موهای او به اندازهای زیاد و بیپایان است که نمیتوان به راحتی آن را درک کرد.
هر کسی را هست راهی سوی او در هر نفس
راها در هر نفس زانسوی او بی انتهاست
هوش مصنوعی: هر شخصی به طریقی به سوی خداوند میرود و در هر نفس، مسیرهایی برای رسیدن به او وجود دارد. این مسیرها بیپایان و فراوان هستند.
ره بکویش هر که برد از وی برون ناید دگر
چون برون آید دگر چون کوی او بی انتهاست
هوش مصنوعی: هر کس که به کوی او قدم بگذارد، هرگز نمیتواند از آنجا خارج شود. وقتی که کسی از آنجا خارج میشود، دوباره بازنمیگردد، زیرا کوی او بیپایان و بینظیر است.
بهر هر دل هر طرف مهراب دیگر مینهد
ابروش زان قبله ابروی وی بی انتهاست
هوش مصنوعی: برای هر دلی در هر کجای دنیا، زیباییهای خاصی وجود دارد. ابروهای او همچون قبلهای است که به سوی همیشگی و بیکران میرسد و در وجودش جاذبهای خاص نهفته است.
طاقت نیروی بازویش کجا دارد دلم
زانکه دل بیطاقت و نیروی او بی انتهاست
هوش مصنوعی: دلم طاقت و قدرت استقامت او را ندارد، چون دل خودم بیطاقت است و نیروی او حد و مرزی ندارد.
مغربی را کوی دل اندر خم چوگان اوست
عرصه میدان برای کوی او بی انتهاست
هوش مصنوعی: مغربی جایی است که دل انسان در آن به اوج میرسد و عشق به او مانند یک بازی قابل دسترسی و مملو از شور و نشاط است. در اینجا، فضایی وسیع و بیپایان برای این عشق وجود دارد.