برگردان به زبان ساده
صفت و شکل و دهانش بزبان هیچ مگو
بیقینش چو بدیدی بگمان هیچ مگو
هوش مصنوعی: او را با کلمات نتوان توصیف کرد، چرا که وقتی او را ببینی، یقین پیدا میکنی که نیازی به گمان و حدس نیست.
گر مرا هیچ از آن ذوق دهان حاصل شد
بر پی ذوق از آن ذوق دهان هیچ مگو
هوش مصنوعی: اگر از لذتهای دهان چیزی نصیب من شد، به خاطر آن لذت از هیچ لذتی که از آن دهان به دست آمده، صحبت نکن.
از میان خوش بکنار آی و بگیرش بکنار
چو گرفتی بکنارش ز میان هیچ مگو
هوش مصنوعی: از میان جمعیت به کناری برو و او را بگیر. وقتی که او را به کنار خود آوردی، هیچ حرفی نزن.
تو که بی نام و نشان هیچ نگشتی در وی
بکسی دیگر ازو نام و نشان هیچ مگو
هوش مصنوعی: اگر تو در هیچ مکان و با هیچ هویتی هیچ جا مطرح نبودی، پس درباره کسی که چنین حالتی دارد، هیچ سخنی مگو و نامی نبر.
یار هر لحظه بشکلی دگر آید بیرون
تو بهر شکل که بینیش روان هیچ مگو
هوش مصنوعی: دوست من در هر لحظه به شکلی جدید خود را به نمایش میگذارد. تو هرگونه که او را ببینی، هیچ چیزی در مورد او نگو.
حرفهایی که بر اوراق جهان مستورند
هست آنجمله خط دوست بخوان هیچ مگو
هوش مصنوعی: در این دنیا، سخنانی وجود دارند که هنوز بیان نشدهاند و در دل اشیاء پنهان هستند. از میان همه آنها، تنها سخنان محبتآمیز دوست را درک کن و از بیان دیگر چیزها پرهیز کن.
آنکه در کسوت هر پیر و جوانست نهان
چون عیان گشت پرریروی جوان هیچ مگو
هوش مصنوعی: کسی که در لباس هر فردی چه پیر و چه جوان پنهان است، هنگامی که شجاعت و بیپروا بودن جوان را آشکار میکند، دیگر نباید دربارهاش چیزی گفت.
چون ترا خازن اسرار نهانی کردند
سر نگهدار ز اسرار نهان هیچ مگو
هوش مصنوعی: زمانی که تو را نگهبان اسرار پنهانی کردند، باید مراقب باشی که از هیچ یک از این اسرار چیزی نگویی.
مغربی آنچه توان گفت بهر کس میگوی
وآنچه گفتن نتوان بهمه کس هیچ مگو
هوش مصنوعی: هر چیزی که میتوانی بگویی را به هر کسی بگو، اما آنچه را که نمیتوانی بگویی، به هیچ کس نگو.