برگردان به زبان ساده
منم که روی ترا بینقاب میبینم
منم که در شب و روز آفتاب میبینم
هوش مصنوعی: من کسی هستم که تو را بدون هیچ پوششی مشاهده میکنم و در هر دو حالت شب و روز، نور تو را میبینم.
تویی که پرده ز رخسار خود برفکندی
که تا جمال ترا بیحجاب میبینم
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که پرده را از چهرهات کنار زدی تا من بتوانم زیباییات را بدون هیچ پوششی ببینم.
عجب عجب که به بیداری توان دیدن
مگر مگر که من این را به خواب میبینم
هوش مصنوعی: عجب است که فقط در بیداری میتوان دید، مگر این که من در خواب این را مشاهده میکنم.
خیال جمله جهان را به نور چشم یقین
به جَنب بحر حقیقت سراب میبینم
هوش مصنوعی: با یقین و روشنبینی، همه چیز را مانند یک سراب در کنار دریای حقیقت مینگرم.
ندانم از چه سبب تشنهام چو من خود را
به ذات و نعت و صفت عین آب میبینم
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا اینقدر تشنهام، در حالی که خود را در وجود و ویژگیهایم مانند آب میبینم.
اگر شوند ز من مست عالمی چه عجب
از آنکه من همه خود را شراب میبینم
هوش مصنوعی: اگر جهانی از من مست و سرمست شود، چه جای تعجبی دارد که من همواره خودم را در حال نوشیدن شراب بیابم.
مرا به هیچ کتابی مکن حواله دگر
که من حقیقت خود را کتاب میبینم
هوش مصنوعی: مرا به هیچ کتابی ارجاع نده، چون خودم حقیقت وجودم را مانند یک کتاب میدانم.
چه باده خورد دل مغربی که من خود را
به سان نرگس مستت خراب میبینم
هوش مصنوعی: دل عاشق من از چه نوشیدنی سرشار است که من خود را همچون نرگسی بیتاب و مست در سرزمین تو میبینم.