برگردان به زبان ساده
مرا ز من بستان دلبرا بجذبه خویش
که نیست هیچ حجابی چو من مرا در پیش
هوش مصنوعی: عزیزم، به خاطر جذبه و کشش خودت من را از خودم دور کن، زیرا هیچ مانعی وجود ندارد که به من اجازه ندهد تو را در کنار خودم ببینم.
مرا ز من ز سوی کائنات با خود کش
کزان طرف همه نوش است و این طرف همه نیش
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من از خودم جدا شوم و به سمت کائنات بروم، چرا که در یک سو همه چیز شیرین و لذتبخش است و در سوی دیگر، تلخی و درد وجود دارد. این احساس نیاز به رهایی از خود و رسیدن به زیبایی و خوشیهای جهان را بیان میکند.
از آنکه با تو شده دوست دشمن خویشم
که هر که با تو بود دوست و هست دشمن خویش
هوش مصنوعی: من از کسانی هستم که به خاطر دوستی با تو، با دشمنی روبهرو شدم. چرا که هر کسی که با تو نزدیک است، در حقیقت دشمن خود را خواهد داشت.
طریق فقر و فنا را بمن نما که بود
طریق فقر و فنا بهترین ره آید رویش
هوش مصنوعی: به من نشان بده که چگونه میتوان در مسیر فقر و فنا حرکت کرد، زیرا این مسیر بهترین راه برای رسیدن به اوست.
چگونه یکقدم از خویشتن نهم بیرون
که هست هستی من سد راهم از پس و پیش
هوش مصنوعی: چطور میتوانم یک قدم از خودم دور شوم وقتی هستی من مانع حرکت من از جلو و عقب است؟
من از تو دور نبودم بهیچ وجه ولی
فکند دور مرا از تو عقل دور اندیش
هوش مصنوعی: من هرگز از تو دور نبودم، اما فکر عاقلانه و دوراندیش باعث شد که مرا از تو دور ببیند.
تو با منی ز منت انفصاب ممکن نیست
کسی چگونه منفصل شود ز سایه خویش
هوش مصنوعی: تو همیشه در کنار منی و از لطف تو جدا شدن ممکن نیست. کسی نمیتواند از سایهی خود جدا شود.
چو سایه مانع شخص است از جمیع وجود
مپرس از او که ترا نیست دین و مذهب و کیش
هوش مصنوعی: سایه مانع از ظهور و وجود کسی است، از او نپرس که تو هیچ دینی، مذهبی یا آیینی نداری.
چو سایه مانع شخص است از جمیع وجود
مرا بهیچ حسابی مگیر از پس و پیش
هوش مصنوعی: وقتی که سایهای در زندگی من وجود دارد، مانع از آن میشود که تمام وجودم را به درستی درک کنم. پس لطفاً من را هیچگونه در پیش یا پس حساب نکن.
دوای درد تو ایمغربی بیردن ز تو نیست
که هم تو درد و دوایی و هم تو مرهم ریش
هوش مصنوعی: درد تو برای بهبود خودت به دکتری نیاز ندارد، زیرا خود تو هم درد هستی و هم درمان آن.