برگردان به زبان ساده
دل من بی جگری کرد و بجانان نرسید
درد هجران من از درد بدرمان نرسید
هوش مصنوعی: دل من به شدت نگران و دلتنگ است، ولی به معشوق نرسید. درد جدایی من آنقدر عمیق است که حتی به درمان هم نرسید.
سالها در ره مقصود بسر میرفتیم
عمرم آخر شد و این راه بپایان نرسید
هوش مصنوعی: سالها در راه رسیدن به هدف خود تلاش کردیم، اما عمرم به پایان رسید و هنوز به آن مقصد نرسیدیم.
غرقه بحر تحیر دل من با لب خشک
در عطش هر دو بسر چشمه حیوان نرسید
هوش مصنوعی: دل من در دریای حیرت غوطهور است، در حالی که لبهای من خشک مانده و در تشنگی بهسر میبرم؛ اما به چشمه حیات دسترسی ندارم.
گریه چشم من از ابر گهر بار گذشت
مرهم ریش دلم زان لب خندان نرسید
هوش مصنوعی: چشمانم مانند ابرهایی که مروارید باران را جاری میکنند، اشک میریزد و درد دل من که بهبود نمییابد، از لبخند زیبای تو دور مانده است.
خار خوردیم و همه خون جگر پالودیم
هیچ بوئی بشامم ز گلستان نرسید
هوش مصنوعی: ما در زندگی خود سختیها و رنجهای زیادی را تحمل کردیم و با وجود این همه درد و زخم، هیچ طعم یا عطری از زیباییها و خوشیها به ما نرسید.
این همه گریه و زاری که تو کردی کوهی
هیچ رحمی بتو از حضرت رحمان نرسید
هوش مصنوعی: تمامی این اشک و نالههایی که تو انجام دادی، هیچ رحمتی از جانب خداوند رحمان به تو نرسید.