برگردان به زبان ساده
ترک عشق رخ زیبا پسران نتوان کرد
جز حدیث لب شکر دهنان نتوان کرد
هوش مصنوعی: عشق به چهره زیبا را نمیتوان ترک کرد و نمیتوان از لذت صحبت کردن درباره لبان شیرین و دلنشین غافل شد.
نقد این عمر گرانمایه که جان جوهر اوست
غیر صرف قدم سیمبران نتوان کرد
هوش مصنوعی: این زندگی باارزش که خود جان و حقیقت وجود ماست، ارزشش بیشتر از آن است که بتوانیم آن را صرف قدمهای بیمورد و کمارزش کنیم.
تا چو موئی نشود در غم آن موی میان
چون گهر دست در آن موی میان نتوان کرد
هوش مصنوعی: تا وقتی که آن مو مانند مروارید و بینقص است، نمیتوان به آن دست زد و در غم آن مو به دردسر افتاد.
عاشق است آن بت عیار به صدق از همه رو
دیگران را به رخ خود نگران نتوان کرد
هوش مصنوعی: عاشق آن معشوق فریبندهای هست که با صداقت در همه حال، دیگران را نمیتواند بر خود نگران و دلنگران کند.
کوهیا لعل بتان خون جگر مینوشد
این سخن در نظر بی جگران نتوان کرد
هوش مصنوعی: کوهها مانند سنگهای قیمتی، درد و رنج دل را تحمل میکنند. این موضوع را نمیتوان با کسانی که از غم و اندوه بیخبرند، در میان گذاشت.