برگردان به زبان ساده
بعد دو روزی که رسیدم ز راه
زآمدنم زود خبر شد به شاه
هوش مصنوعی: پس از دو روز که به راه افتادم، خبر آمدن من به سرعت به اطلاع شاه رسید.
حاجبی آمد بشتابندگی
داد نویدم به صف بندگی
هوش مصنوعی: حاجبی با شتاب نزد من آمد و به من خبر داد که باید به صف بندگان درآیم.
شه چو در چیدهٔ من دیده تر
مهره بچید از ندمای دیگر
هوش مصنوعی: وقتی شاه در جایی به درستی دیده شود، مهرههای او از نظر دیگران در جای خود قرار میگیرند.
گفت که : ای ختم سخن پروران!
ریزه خور خوانچهٔ تو دیگران
هوش مصنوعی: سخنگو گفت: ای کسانی که پایانی بر سخن دیگران هستید! دیگران هم از سفرهٔ شما بهرهمند میشوند.
از دل پاکت که هنر پرور ست
همت ما را طلبی در سرست
هوش مصنوعی: اگر دل پاک و هنرمند داشته باشی، باید در فکر و ارادهات تلاش و جدیت فراوانی باشد.
گر تو درین فن کنی اندیشه چست
از تو شود خواستهٔ من درست
هوش مصنوعی: اگر در این هنر درستی و دقت به خرج بدهی، آنگاه خواستهام از تو به حقیقت خواهد رسید.
خواسته چندانت رسانم ز گنج
کز پی خواهش نبری هیچ رنج
هوش مصنوعی: میخواهم خواستههایت را با منابع فراوانی که دارم، برآورده کنم و برای این کار باید زحمتی نکشی.
گفتمش: ای تاجور جم جناب!
بخت ندیده چو تو شاهی به خواب
هوش مصنوعی: به او گفتم: ای پادشاه با اعتبار! تو که بختت را ندیدهای، چطور میتوانی خواب خوشی ببینی؟
من که بوم داعی مدحت طراز؟
تا چو توئی را به من آید نیاز؟
هوش مصنوعی: من که هستم که لایق ستایش تو باشم؟ تا کی کسی مانند تو نیازش به من احساس کند؟
باغ ، نه از گل طلبد رنگ وبوی
ابر ، نه از قطره بود آب جوی
هوش مصنوعی: باغ به خودی خود رنگ و بوی خاصی دارد و نیازمند گل نیست، همچنین ابر نیز برای وجود خود به قطرات آب جوی وابسته نیست.
حاصلم از طبع کژ و فکر سست
نیست مگر پارسی نادرست!
هوش مصنوعی: نتیجهای که از ذوق نادرست و اندیشه سست خود میگیرم، جز چند کلمهی بیمعنا به زبان فارسی نیست!
گر غرض شاه براید بدان
دولت من روی نماید بدان
هوش مصنوعی: اگر نیت شاه به سوی آن حکمرانی باشد، من نیز روی به آنجا میآورم.
گفت : چنان بایدم، ای سحر سنج!
کز پی من روی نه پیچی ز رنج
هوش مصنوعی: او گفت: باید به گونهای باشم، ای سازنده سحر، که به خاطر من نه راهی را بپیچم و نه از رنجها دور شوم.
جسم سخن را به هنر جان دهی
شرح ملاقات دو سلطان دهی
هوش مصنوعی: با هنر و خلاقیت، احساسات و معانی را به زندگی میبخشیم و میتوانیم دیدار دو بزرگوار را به زیبایی وصف کنیم.
نظم کنی جمله به سحر زبان
قصهٔ من با پدر مهربان
هوش مصنوعی: همه چیز را با مهارت و زیبایی تنظیم کنی و داستان من را با پدر مهربانم بگویی.
تا اگرم هجر درآرد ز پای
آیدم از خواندن آن دل به جای !
هوش مصنوعی: اگر روزی جدایی بر من سایه افکند، از خواندن آن دل کنارهگیری نمیکنم.
این سخنم گفت و به گنجور جود
از نظر لطف اشارت نمود
هوش مصنوعی: او این سخن را گفت و با بزرگواری خود به من نگاهی محبتآمیز انداخت.
برد مرا خازن دولت چو باد
مهر زر و خلعت شاهیم داد
هوش مصنوعی: خزانهدار حکومت من را مانند بادی که زر و لباس شاهانه را به همراه میآورد، به جایی برد.