برگردان به زبان ساده
چون آن بت از سر کو با هزار ناز برآید
ز خلق هر طرفی آه جانگداز بر آید
هوش مصنوعی: زمانی که آن معشوق از بالای کوه با هزار ناز و عشوه ظاهر میشود، از هر سو آوای ناله و آه جانسوزی به گوش میرسد.
ز تندباد جگرها مرا درونه بلرزد
گلی که بر سر آن سرو سرفراز برآید
هوش مصنوعی: از وزش تندباد، دلها و جگرهایم به لرزه میافتد، مثل گلی که بر قله سرسبز و بلند یک سرو زیبا رشد میکند.
مرا نهال قدش بر جگر نشست بدانسان
که گر هزار پیش برکنند، باز برآید
هوش مصنوعی: قد و قامت آن شخص به قدری در دلم جا گرفته که اگر هزار بار هم او را از یاد ببرم، باز هم عشقش در قلبم زنده خواهد بود.
به یاد آن قد و قامت سرشک لعل دو چشمم
به هر زمین که بریزد، درخت ناز برآید
هوش مصنوعی: به یاد آن معشوق با زیبایی و قامت دلربا، اشکهای من مانند دانههای مروارید بر زمین بریزد و هر کجا که این اشکها ریخته شود، درختی زیبا و نازک رویید.
چو پشت دست گزم از فسون و حیرت رویش
فسون و حیرتم از نقش های گاز بر آید
هوش مصنوعی: وقتی که از زیبایی و جاذبهاش حیرتزده میشوم، این حیرت عمیق و تأثیرگذار باعث میشود که حتی احساس کنم بر روی دستانم نیز نشانههایی از او باقی مانده است.
عجب مدار ز باران عشق و تخم محبت
چو سبزه از گل محمود اگر ایاز بر آید
هوش مصنوعی: عجب نکن که عشق و محبت همچون باران بر دلها میبارد و باعث رشد احساسات میشود. مانند سبزهای که از گل محمود میروید، اگر ایاز تلاش کند و کوشش نماید، نتیجهای زیبا و دلنشین به بار میآورند.
نماز نیست مرا جز به سوی بت نه همانا
که کار خسرو گمره از آن نماز بر آید
هوش مصنوعی: نماز من فقط به سوی معشوق است، زیرا کار بزرگ و مهم از آن نماز به دست میآید.