برگردان به زبان ساده
مشتاق چون نظاره آن سیمبر کند
طاقت نهد به گوشه و آنگه نظر کند
هوش مصنوعی: عاشق، وقتی که زیبایی معشوق را میبیند، تحملش تمام میشود و در گوشهای نشسته و به او خیره میشود.
صورتگری نقش خود از جان کند سخن
چون روی او بدید سخن مختصر کند
هوش مصنوعی: هنرمند با دلدادگی و احساس عمیق خود، به تصویر کشیدن زیباییها پرداخت و وقتی چهره محبوبش را دید، به شیوهای مختصر و ساده، صحبت کرد.
او پرده بگرفت، بگویید باد را
تا خان و مان گل همه زیر و زبر کند
هوش مصنوعی: او پرده را کنار زد و به باد گفت تا همه گلها و کاشانهاش را زیر و رو کند.
کنعان خراب گشت ز اخوان روزگار
باشد کسی که یوسف ما را خبر کند
هوش مصنوعی: سرزمین کنعان از مشکلات و سختیهای دوران، ویران و نابود شده است. تنها کسی که میتواند از حال و روز ما خبر دهد و به ما اطلاع بدهد، همان برادرانی هستند که در روزگار سختی، بر ما سایه افکندهاند.
گویند دوستان دگر کن به جای او
من می کنم، اگر این دل بدخو به در کند
هوش مصنوعی: دوستان میگویند که فردی دیگر را به جای او انتخاب کن، اما من اگر این دل بدخلق از بین برود، همین کار را انجام خواهم داد.
دی پاره کرد سینه مجروح من سرش
در آدمی مگو که به دیوار اثر کند
هوش مصنوعی: آنجا که دردِ جدایی قلب مرا پاره کرد، نگو که سرِ آدمی میتواند بر دیواری اثر بگذارد.
اندیشه من از دل خودکام خسرو است
صعب آتشی بود که سر از خاک در کند
هوش مصنوعی: افکار من از دل یک پادشاه خودخواه نشأت میگیرد. این اندیشه مانند آتشی است که میخواهد از دل خاک بیرون بیاید و به سختی و با زحمت خود را نشان بدهد.