برگردان به زبان ساده
چشم ز دوری تو دور از تو خون فشاند
دور فلک مبادا کاین شربتت چشاند
هوش مصنوعی: چشمانم به خاطر دوری تو از اشک پر میشود و ای دور فلک، نکند که این درد و اندوه را به تو بچشاند.
بر جور بردن من انصاف داد عالم
یارب که ایزد از تو انصاف من ستاند
هوش مصنوعی: خداوندا، من به ظلم و ستمی که بر من رفته صبر کردهام و تو را داوری عادلانه میدانم. امیدوارم که در نهایت خداوند حقم را از تو بگیرد.
از بیم چشم گفتم کان روی را بپوشان
ورنه چنان جمالی پوشیده خود نماند
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از نگاه مردم، گفتم که چهرهات را بپوشانی، وگرنه زیباییات به قدری شگفتانگیز است که هیچ چیزی نمیتواند آن را پنهان کند.
سرو بلند بالاگر با شما بر آید
هرگز قد بلندت از وی فرو نماند
هوش مصنوعی: اگر سرو بلند بالا با شما گفتگو کند، هرگز قامت بلند شما از او کوتاهتر نخواهد بود.
نارسته می توان دید از زیر پوست خطت
چون نامه ای که کاتب سوی برون بخواند
هوش مصنوعی: میتوان از طرز نگارشت به عمق وجودت پی برد، مانند نوشتهای که نویسندهاش بتواند آن را برای دیگران بخواند.
بر دل به هر گناهی تیغ جفا چه رانی؟
دیوانه ایست کایزد بر وی قلم نراند
هوش مصنوعی: با هر بدی که به دل میزنی، چه فایدهای دارد؟ دیوانهای است که خداوند بر او قلمی نراند و چیزی ننویسد.
این دیده می تواند غرقه شدن به دریا
لیکن کنار جستن از تو نمی تواند
هوش مصنوعی: این چشم میتواند در دریا غرق شود، اما از تو فاصله نمیگیرد.
شب ماجرای دیده از خون دل نوشتم
کو باد تا ز بلبل نامه به گل رساند
هوش مصنوعی: در دل شب، از درد و غم خود نوشتهای را نوشتم، ای باد، به بلبل بگو که این نامه را به گل برساند.
تو سهل می شماری اندوه خسرو، آری
آن کو ندید رنجی، رنج کسان نداند
هوش مصنوعی: تو به سادگی غمهای خسرو را فراموش میکنی، اما کسی که هرگز رنجی را تجربه نکرده، نمیتواند رنج دیگران را درک کند.