برگردان به زبان ساده
صبح دمان بخت من ز خواب در آمد
کز درم آن مه چو آفتاب در آمد
هوش مصنوعی: صبح که شد، شانس من از خواب بیدار شد و از در، آن ماه تابان مانند خورشید وارد شد.
گشت معطر دماغ جان ز نسیمت
مستی تو در من خراب در آمد
هوش مصنوعی: بوی خوش نسیم تو باعث شد که جانم به شدت تحت تأثیر قرار بگیرد و از حال طبیعی خود خارج شود.
ساقی تو گشت چشم مست من از می
پهلوی من شست و در شراب در آمد
هوش مصنوعی: ساقی، چشمان سرشار از شراب من را با نوشیدنیات شستشو داد و من به دنیای شراب وارد شدم.
زانکه بسی شب نخفته ام ز غم تو
بیهشیم در ربود و خواب در آمد
هوش مصنوعی: به خاطر غم تو، شبهای زیادی را بیخواب گذراندهام و حالا خوابم ربوده شده و به خواب نمیروم.
گشت پریشان دلم چو باد سحرگه
در سر آن زلف نیم تاب در آمد
هوش مصنوعی: دل من مانند بادی در سحرگاه بیقرار و آشفته شده است، وقتی که آن موهای نیمه تابیده به سرش نمایان میشود.
جستم ازو حال دل، نگفت وی، اما
زلف وی از بوی در جواب در آمد
هوش مصنوعی: با دقت به او نگاه کردم تا حال و احوال دلم را متوجه شوم، او چیزی نگفت اما بوی مویش به من پاسخ داد.
خاک ره خود فگن به دیده خسرو
ز آنک بنا رخنه شد، چو آب در آمد
هوش مصنوعی: خاک راه خود را به چشمان شاه بینداز، زیرا وقتی آب وارد شد، دیگر به راحتی نمیتوان از آن عبور کرد.