برگردان به زبان ساده
باز با خویش گهی هم سخنش خواهم دید
یا نگاهی به سوی خویشتنش خواهم دید
هوش مصنوعی: گاهی با خودم صحبت میکنم یا به خودم نگاه میکنم.
زان من بود گهی او که بدانگونه که بود
هم بدین چشم دگر بار منش خواهم دید
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این احساس است که گاهی اوقات ما افرادی را ملاقات میکنیم که در یک زمان خاص به گونهای خاص دیده میشوند و این احساس در ما ایجاد میشود که دوباره آنها را در شرایطی دیگر، با نگاهی متفاوت، خواهیم دید. به نوعی نشاندهنده تغییرات در درک و احساسات ما نسبت به دیگران است.
گوشه چشمش دیدم دلم آنجا مانده ست
جان هم آنجاست به کنج دهنش خواهم دید
هوش مصنوعی: شاهدی را دیدهام که دل و جانم را در گوشه چشمانش جا گذاشتهام و اکنون میخواهم در لبخندش دوباره او را ببینم.
پیش ازین صبر ندارم، به رهش بنشستم
وقت آخر که هم آمد شدنش خواهم دید
هوش مصنوعی: من دیگر忍 نمیتوانم، به راهش نشستهام و منتظرم تا در آخرین لحظه بیاید و او را ببینم.
مردمان روش ببینند و مرا طاقت نی
من همان زلف شکن بر شکنش خواهم دید
هوش مصنوعی: مردم طرز فکر و رفتار دیگران را میبینند و من از این همه فشار و سختی تاب تحمل ندارم. من تنها آن زلف نازک و زیبا را خواهم دید که مرا به زحمت میاندازد.
آشکارام دران دم که بخواهد کشتن
من نهانی به رخ چون سمنش خواهم دید
هوش مصنوعی: در آن لحظه که بخواهد مرا به طرز پنهانی از بین ببرد، چون گل زیبایی که به آن نگاه میکنم، او را خواهم دید.
گر کشد، یاری ازین جور کشیدن بر هم
سوختم چند چنین کنش خواهم دید
هوش مصنوعی: اگر کسی به من کمک کند، از این نوع درد و رنج که کشیدهام، سوختهام و به همین خاطر، میخواهم ببینم که چه بر سرم خواهد آمد.
او اگر آید وگرنه، چو مرا نیست قرار
من همین شسته به ره آمدنش خواهم دید
هوش مصنوعی: اگر او بیاید یا نیاید، من که آرامش ندارم، همین انتظار را دارم که لحظه آمدنش را ببینم.
یارب، این خسرو ازین جور گهی خواهد زست
چند رسوا شده مرد و زنش خواهم دید
هوش مصنوعی: پروردگارا، این خسرونما از این وضعیت به چه زمانی رهایی خواهد یافت؟ چندان رسوا شدهام که دیگر نمیتوانم چهرهی مرد و زن را ببینم.