برگردان به زبان ساده
ای که عمر از پی سودای تو دادیم به باد
یاد می دار که از مات نمی آید یاد
هوش مصنوعی: ای کسی که عمر خود را به خاطر عشق و آرزوی تو به هدر دادیم، به یاد داشته باش که از شکست و تحقیر فراموشی نمیآید.
عهدها بستی و می داشتم امید وفا
ای امید من و عهد تو سراسر همه یاد
هوش مصنوعی: تو پیمانها را بستی و من به وفای تو امید داشتم، ای امید من و پیمان تو که برای من همیشه یادآور است.
هر چه دارند ز آیین نکویی خوبان
همه داری و بدان چشم بدانت مرساد
هوش مصنوعی: هر چیزی که خوبان از اصول و آداب نیکو دارند، تنها متعلق به خودشان است و نباید بدخواهان به آنها آسیب برسانند.
ماجرای دل گمگشته بی نام و نشان
هر که را باز نمودیم نشانی به تو داد
هوش مصنوعی: داستان دل گمشده و بیهویت، هر کسی را که خواستیم راهنمایی کنیم، به تو اشاره کرد.
آفرین بر سر آن دست کزان خواهد یافت
گره کار من از بند قبای تو گشاد
هوش مصنوعی: به خاطر تحسین میکنم آن دستانی را که به واسطهی آن، مشکلات و پیچیدگیهای زندگیام از بند نام و مقام تو آزاد میشود.
گر نبردی ز سر گیسوی مشکین تو بوی
محنت آن همه غم از چه کشیدی شمشاد
هوش مصنوعی: اگر عطر گیسوی سیاه تو را نمیکشیدم، پس این همه غم و اندوه را از چه دلیل تحمل کردم؟
کام خسرو بده، ای خسرو خوبان که شده ست
لعل جان بخش تو شیرین و دل او فرهاد
هوش مصنوعی: ای خسرو زیبایان، درخواست دارم که کام و خواستهام را برآورده کنی، زیرا لعل جانبخش تو، شیرین، حالا دلش برای فردی به نام فرهاد تنگ شده است.