برگردان به زبان ساده
خبرم شدهست کِامشب سر یار خواهی آمد
سر من فدای راهی که سوار خواهی آمد
هوش مصنوعی: امشب خبر دار شدم که یارم به دیدارم میآید. جانم را فدای مسیری میکنم که او با احترام خواهد آمد.
به لب آمدهست جانم، تو بیا که زنده مانم
پس از آن که من نمانم، به چه کار خواهی آمد؟
هوش مصنوعی: جانم به آخر رسیده است، تو بیایید تا من زنده بمانم؛ پس از رفتنم، برای چه به سراغ من خواهی آمد؟
غم و غصهٔ فراقت بکشم چنان که دانم
اگرم چو بخت روزی به کنار خواهی آمد
هوش مصنوعی: غم و اندوه دوری تو را به خودم میکشم، به طوری که میدانم اگر روزی شبیه بخت و اقبال کنارم بیایی، حال و روزم تغییر خواهد کرد.
دل و جان ببرد چشمت به دو کعبتین و زین پس
دو جهانْت داد اگر تو به قمار خواهی آمد
هوش مصنوعی: چشمان تو دل و جان مرا ربود و اگر بخواهی در این قمار وارد شوی، هر دو جهان را به تو میدهم.
منم و دلی و آهی ره تو درون این دل
مرو ایمن اندرین ره که فگار خواهی آمد
هوش مصنوعی: من تنها هستم و دل پر از آه و غم دارم. ای محبوب، درون این دل دلواپس نرو، زیرا در این راه، غم و اندوه حتمی خواهد آمد.
رخ خود بپوش اگر نه رقم منجمان را
ز حساب هشتم اختر به شمار خواهی آمد
هوش مصنوعی: صورت خود را بپوشان، وگرنه به حساب ستارهشناسان به عنوان یک عدد در زمره هشتمین سیاره محاسبه خواهی شد.
میِ توست خون خلقی و همی خوری دمادم
مخور این قدح که فردا به خمار خواهی آمد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو همواره مشغول نوشیدن هستی و از حال افراد دیگر غافل شدهای. از نوشیدن این جام بپرهیز، زیرا فردا ممکن است با حالتی ناخوشایند به خاطر آن روبرو شوی.
همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف
به امید آنکه روزی به شکار خواهی آمد
هوش مصنوعی: تمامی آهوان در بیابان سرها را به زمین گذاشتهاند و امیدوارند روزی به دست تو شکار شوند.
به یک آمدن ببردی دل و جان صد چو خسرو
که زیَد اگر بدینسان دو سه بار خواهی آمد
هوش مصنوعی: با یک بار آمدنت، دل و جانم را بردی. اگر مثل خسرو، چندین بار به این شکل بیایی، واقعاً چه خواهد شد؟