برگردان به زبان ساده
آن که دل برد و ز غمزه چون سنانش می نهد
عشق جانم می شکافد، در میانش می نهد
هوش مصنوعی: کسی که با نگاهش دل مرا ربوده و مانند شمشیری دردناک در وجودم فرو میرود، عشقم را به شدت میشکافد و درونم را به تسخیر خود درآورده است.
باد کز کویش وزد، مشتاق را بندد همی
هم به زنجیری که بر اشک روانش می نهد
هوش مصنوعی: باد که از کوی محبوب میگذرد، دل شیدا را به زنجیری بسته و به اشکهایی که بر گونهاش میریزد میافزاید.
می نهم بر آستانش چشم و می میرم ز شرم
دیده کاین داغ سیه بر آستانش می نهد
هوش مصنوعی: من با خجالت و شرم، بر درگاه او نگاه میکنم و از شدت این شرم، احساس میکنم که جانم میرود؛ چرا که این نشان تلخ و سیاه را بر درگاهش میگذارم.
درد مشتاق، ای به خواب ناز، کی دانی تو شرح؟
داند آن کو گوش بر آه و فغانش می نهد
هوش مصنوعی: درد و رنج عاشق را تو که در خواب خوشی به سر میبری، چه میدانی؟ فقط آن کسی که به آوای آَشفتگی و نالهاش گوش میدهد، از حال او باخبر است.
حرف ناخن پیش سینه قصه دل می نوشت
زانکه چشمش مهر حسرت بر دهانش می نهد
هوش مصنوعی: ناخن بر سینه قصه دل را مینوشت، چون چشمانش عشق و اندوه را بر لبان او قرار میداد.
کشته تو کعبتین آساست، بس کز نقش حال
نقطه نقطه داغها بر استخوانش می نهد
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر عشق و محبت به تو جان داده است، حالا در آرامش است؛ چرا که زخمهایی که بر تن او باقی مانده، نشانههای عشقش به تو هستند.
جان خسرو، عشق اگر چه مردن و جان دادن است
زنده دل را پرس کو بهتر ز جانش می نهد
هوش مصنوعی: عشق، اگرچه به معنی مرگ و جان دادن است، اما از زنده دل بپرس که چه چیزی برای او ارزشمندتر از جانش است.