برگردان به زبان ساده
کافر خونخواه دنبال شکاری می رود
پس نمی بیند که آخر بیقراری می رود
هوش مصنوعی: کافر به دنبال شکار خود میگردد و آنقدر غرق در این کار است که نمیبیند در نهایت باعث نابودی خودش میشود.
از دل آواره عمری شد نمی یابم نشان
بسکه در دنبال دیوانه سواری می رود
هوش مصنوعی: عمری که در جستجوی عشق و آرزوها بودهام، هیچ نشانهای از مقصد و آرامش نیافتهام؛ چرا که به دنبال فرد دیوانهای هستم که همچنان در سفر و بیقراری به سر میبرد.
خون همی گرید دلم بر جان پیروزی خویش
آن زمان کز خون او تیر شکاری می رود
هوش مصنوعی: دل من بر پیروزیام در حالتی غمگین است، زمانی که خون او به خاطر شکار، به تیرگاه میرود.
گریه را بر دیده منت هاست کاندر آه او
گرد ایشان سو به سو فرسنگ واری می رود
هوش مصنوعی: گریه به خاطر درخواستهایی است که دل در آن دارد، زیرا در اثر اندوه او، فاصلهها را طی میکند و به دور و نزدیک میگردد.
جان نمی خواهد کزین عالم ره آوردی برد
اینک اینک در پیش بهر غباری می رود
هوش مصنوعی: جان نمیخواهد که از این دنیا چیزی به دست آورد، اینک در برابرش برای خاطر یک غبار میرود.
آب چشمی می دوانم کار من این است و بس
نیکبخت آن کس که از دنبال کاری می رود
هوش مصنوعی: من به دنبال هدفی هستم و تمام تلاش خود را در این مسیر میکنم. خوشا به حال کسی که در پی انجام کار و فعالیتی است.
دی شنیدم می رود در جستنم تا بکشدم
ای فدایش جان خسرو وه که یاری می رود
هوش مصنوعی: دیروز خبری شنیدم که کسی به دنبال من میگردد تا من را به قتل برساند. ای کاش جانم فدای او شود، و چه خوب است که یاری در این راه همراه اوست.