برگردان به زبان ساده
ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد
وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد
هوش مصنوعی: بارش شبنم از گل نرگس به روی زمین، باعث شد که گلها جان تازهای بگیرند و همچنین بارش تگرگ که روحافزا بود، به میوه عناب لطافتی بخشید.
چشم مست او که مژگان را به قتلم تیز کرد
خنجر زهراب داده در کف قصاب داد
هوش مصنوعی: چشم زیبای او با مژگانش به شدت مرا مجروح کرد، مانند خنجری که در دست قصابی بوده و زهرآلود است.
هر خدنگ غمزه ای را کاو به شست ناز بست
آن خدنگ اول نشان بر سینه احباب داد
هوش مصنوعی: هر تیر عشقی که با ناز از انگشتان او پرتاب میشود، نخستین نشانهاش را بر دل دوستان میزند.
باز آن ابرو کمان غمزه زن قصد که کرد
چشم او باری ز مژگان ناوک پرتاب داد
هوش مصنوعی: پس از مدتی، دوباره آن ابروهای کمانی و جذاب که با شیطنت میخندیدند، چشمی را هدف قرار دادند و از مژگان خود تیر غمزهای رها کردند.
وین کجا ماند ز چشم و ابرویش زین سان که او
ترک مست کافری را راه در محراب داد
هوش مصنوعی: و اینجا چگونه میتوان از دید و زیبایی او صحبت کرد، در حالی که او به یک جوان ترک دیوانهای که کافر است، اجازه داده تا به محراب نزدیک شود.