برگردان به زبان ساده
باز گل بشکفت و گلرویان سوی بستان شدند
مطرب و بلبل بهم در نغمه و دستان شدند
هوش مصنوعی: گلها دوباره شکوفا شدند و عشقهای زیبا به سمت باغها رفتند، و موسیقیدان و بلبل به همراه هم در آهنگی دلنشین و نغمههایی دلانگیز به آواز درآمدند.
میهمان دیگری بود او به باغ و من به رشک
جمله مرغان چمن از آه من بریان شدند
هوش مصنوعی: او میهمان دیگری بود که در باغ حضور داشت و من به خاطر او به شدت حسرت میخوردم. تمام پرندگان چمن نیز از ناراحتی من به تنگ آمده بودند.
چون گلی بینم، تو یاد آبی و جان پاره شود
این همه سرهای غنچه بهر جان پیکان شدند
هوش مصنوعی: زمانی که گلی را میبینم، یاد تو در ذهنم تداعی میشود و احساس میکنم که زندگیام تحت تأثیر قرار میگیرد. این غنچهها همگی برای نشان دادن علاقهام به تو به رنگ پیکان در آمدهاند.
باغ حاجت نیست هم در کوی خود بین کاهل دل
خاک گشتند اول و آنگه گل و ریحان شدند
هوش مصنوعی: در محله خود نیازی به باغ نیست؛ دیده میشود که دلهای تنبل در ابتدا مانند خاک بودند و سپس به گل و ریحان تبدیل شدند.
دولت حسنت فزون بادا که نیکوتر شود
این همه دلها که از اقبال تو ویران شدند
هوش مصنوعی: امیدوارم خوشبختی تو بیشتر شود تا دلهای بسیاری که به خاطر محبوبیت تو ناراحت و ویران شدهاند، بهتر گردند.
می شدند اهل وفا مهمان رویت بلکه شان
بر جگرهای کباب خویشتن مهمان شدند
هوش مصنوعی: افراد وفادار و صمیمی به خاطر دیدن تو، جان خود را در معرض خطر قرار میدهند، گویی که زندگی آنان در مقایسه با زیبایی تو، شبیه کبابی است که روی آتش میپزد.
لاف عشق و وصل یاران، این بدان ماندبدان
حاجیان در کعبه ماندند و به ترکستان شدند
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تفاوت بین ادعای عشق و واقعیت آن اشاره دارد. او میگوید که مانند افرادی که در کعبه برای نیایش حاضر میشوند، ولی در دلشان به چیزی بسیار دورتر (ترکستان) مشغول هستند. به عبارتی، برخی افراد فقط در ظاهر به عشق و نزدیکان خود ادعا میکنند، در حالی که در واقعیت به چیزهایی خارج از دسترسیشان فکر میکنند.
خسروا، با ما بیا تا با خیالش خوش شویم
زانکه هر کس با نگار خویش در بستان شدند
هوش مصنوعی: ای خسرو، بیا تا با خیال تو خوش باشیم. چون هرکسی با معشوق خود در باغ و گلستان است.