برگردان به زبان ساده
باز خدنگ شوق زد عشق در آب و خاک ما
نطع حریف پاک شد دامن چشم پاک ما
هوش مصنوعی: عشق دوباره با شور و شوق به وجود ما جان دوباره بخشید و حریف دستی نداشت که بتواند در برابر پاکی و معصومیت چشمان ما ایستادگی کند.
هر طرفی و قصهای، ورچه که پوشم آستین
پردهٔ رازکی شود دامن چاکچاک ما
هوش مصنوعی: در هر جا که بروم و هر داستانی که بگویم، اگرچه سعی کنم چیزهایی را پنهان کنم، اما در دل خودم، رازهایی وجود دارد که نمیتوانم آنها را مخفی نگهدارم و این رازها دامنم را پارهپاره میکند.
شاهد مست بیخبر خفته، چه دارد آگهی
تا همه شب چه میرود بر دل دردناک ما
هوش مصنوعی: عشقی که از آن صحبت میشود، در حالتی غرق در نوشیدن و بیخبر از اطراف، در خواب است. او اطلاعی از احوال و دردهای دل ما ندارد و نمیداند که چقدر شب را به خاطر این درد میگذرانیم.
گر کُشیم به تیغ کُش، نه به نمودن رخت
زانکه نباشد این قدر مرتبهٔ هلاک ما
هوش مصنوعی: اگر به دست شمشیر کسی بمیریم، نه به خاطر نشان دادن چهرهاش، بلکه به این دلیل که ما این اندازه به نابودی نمیرسیم.
جان و دلیست در تنم، بذل سگان خویش کن
تا نبود به ملک تو زحمت اشتراک ما
هوش مصنوعی: در وجود من جان و دل وجود دارد، از این رو برای من بیفت و به سگان خودت بده تا در دنیای تو نیازی به اشتراک و دردسر ما نباشد.
ای که بکشتی از جفا خسرو مستمند را
پای وفا چه، ار گهی رنجه کنی به خاک ما
هوش مصنوعی: ای کسی که از روی ستم، خسرو بیپناهم را به زحمت انداختی، وفای تو چه ارزشی دارد؟ اگر گاهی به ما آسیب برسانی و ما را به خاک بیافکنید، چه خواهد شد؟