برگردان به زبان ساده
برنامد آهی از دلم، زلفت پریشان از چه شد
پیشت نکردم گریه ای، لبهات خندان از چه شد
هوش مصنوعی: از دل من آهی برخواست، چرا زلفت پریشان شده است؟ چرا پیش تو اشکی نریختم، در حالی که لبهایت خندانند؟
تیری زدی و ننگری، گیرم که ندهم برون
هم خود بگو کاخر مرا صد رخنه در جان از چه شد
هوش مصنوعی: تو تیری انداختی و به عواقب آن فکر نکردی، حتی اگر من به تو اجازه ندهام که بیرون بروی، خودت بگو چرا این همه زخم و درد به جان من رسیده است؟
بی من نبودی یک زمان، اکنون نیایی سوی من
کان آشنا بود آنچنان، بیگانه زینسان از چه شد
هوش مصنوعی: تو در زمانی بدون من نبوددی، حالا چرا به سمت من نمیآیی؟ چون آن شخص آشنا اینگونه بیگانه شده است، دلیلش چیست؟
روشن شد اندر شهر و کو، این سوزش پنهان من
دور است باری شمع دل، پروانه بریان از چه شد
هوش مصنوعی: در شهر و کوچهها روشنایی فراگیر شده است، اما این درد و سوز دل من همچنان پنهان باقی مانده. این شمع عشق من، پروانهای که به دورش میچرخید، چرا اینگونه سوخته و دچار آتش شده است؟
خوابم نه از مهر لبت، بینم پریشان خوابها
بادی ز تو نامد برم، خوابم پریشان از چه شد
هوش مصنوعی: من نمیخوابم به خاطر شیرینی لبهایت، بلکه خوابهایم به هم ریخته است. بادی از سمت تو در خوابم وزید و خوابم را آشفته کرد، نمیدانم چرا اینطور شده است.
از داغ خسرو در جگر خلقی کجا دارد خبر؟
عاشق شناسد کاین چنین بیمار و حیران از چه شد
هوش مصنوعی: از درد و غم عشق خسرو، کسی چه خبر دارد؟ تنها عاشق است که میداند چرا این بیمار و حیران شده است.