برگردان به زبان ساده
آن را که غم تو یار باشد
با خوش دلیش چکار باشد؟
هوش مصنوعی: غم تو را کسی یاری کند که دل خوشی داشته باشد، پس دیگر چه نیازی به دلخوشی اوست؟
صوفی چو شکست توبه، ساقی
مگذار که هوشیار باشد
هوش مصنوعی: وقتی صوفی توبهاش را میشکند، ای ساقی، اجازه نده که او در حال هوشیاری باشد.
مستی که سبو کشد، مپندار
کورا قدم استوار باشد
هوش مصنوعی: اگر کسی در حال نشهاست و سبو را میکشد، گمان نکن که او بهراحتی و با اعتماد به نفس راه میرود.
می حاجت نیست مستیم را
در چشم تو تا خمار باشد
هوش مصنوعی: ما به خاطر حال مستیمان نیازی به درخواست از تو نداریم؛ تنها کافیست که در چشمان تو بنگریم تا حالت دلمان شاداب شود.
جان دادم و داغ عشق بردم
کانجا ز تو یادگار باشد
هوش مصنوعی: من جانم را فدای عشق کردم و از آن درد و رنجی را با خود به یادگار بردم که نشانی از تو باشد.
معذور بود ز ناله بلبل
جایی که گل و بهار باشد
هوش مصنوعی: بلبل وقتی در کنار گل و بهار باشد، از ناله و غم خود معذور و بیخبر است.
شک نیست که نشتری چشیده ست
جنگی که فغانش زار باشد
هوش مصنوعی: بیشک نشانههای جنگی که به آن پرداخته میشود، با صدا و حالتی دردناک همراه است.
مرهم چو نمی پذیرد این دل
بگذار که تا فگار باشد
هوش مصنوعی: اگر دل من درمان نمیشود، پس بگذار همانطور که هست باقی بماند و در درد و رنجش به سر ببرد.
خسرو به غلامیت عزیز است
گر خوار کنیش، خوار باشد
هوش مصنوعی: اگر خسرو را به عنوان غلام و خدمتگزار خود عزیز بداری، حتی اگر او را تحقیر کنی، همچنان بیارزش خواهد ماند.