برگردان به زبان ساده
صبا آمد، ولی دل بازنامد
غریب ما به منزل بازنامد
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی آمد، اما دل ما که غریب است به خانه برنگشت.
به دریا غرقه شد رخت صبوری
که کشتی سوی ساحل بازنامد
هوش مصنوعی: صبر و شکیبایی مانند رختی است که به دریا افتاده و غرق شده، ولی این امید وجود دارد که کشتی دوباره به ساحل برگردد و نجات یابد.
دل ما رفت با محمل نشینی
رود جان هم که محمل باز نامد
هوش مصنوعی: دل ما با رفتن محمل در سفر همراه شد و حالا که جان هم به سفر رفته، دیگر محمل (وسیله نقلیه) باز نمیگردد.
گرفتار است دل، ای پندگو، بس
کزین افسانه ها دل بازنامد
هوش مصنوعی: دل من در قید و بند است، ای نصیحتکننده، چرا که از این داستانها، دل آرام نمیگیرد.
به عشقم مست بگذارید، زیراک
کس از میخانه عاقل بازنامد
هوش مصنوعی: به خاطر عشق من، بگذارید مست و شاداب باشم، زیرا هیچ کس از میخانه با حالتی عاقلانه خارج نمیشود.
خلاص غیر کن، ای زلف لیلی
که مجنون را ازان دل بازنامد
هوش مصنوعی: ای زلف لیلی، درخواست دارم تو مجنون را از آن دل خودت دور کن.
نصیحت زندگان را کرد باید
کز افسون مرغ بسمل بازنامد
هوش مصنوعی: بر این اساس، لازم است که زندگان نصیحتهای خود را به دیگران منتقل کنند تا از جادو و افسونهای منفی رهایی یابند.
به وادی غمش گم گشت خسرو
که کس از راه مشکل بازنامد
هوش مصنوعی: خسرو در گوشهای از غم و اندوه خود پنهان شده و هیچکس نمیتواند از راه دشواری که او در آن گرفتار شده، او را بازگرداند.