برگردان به زبان ساده
جفا کن بو که این دل بازگردد
دمی با جان من دمساز گردد
هوش مصنوعی: میتوانی به دل من بیمحلی کنی، چون شاید این بیاعتنایی باعث شود که دوباره به سمت تو برگردد و با روح من همنوا شود.
به رعنایی چنین مخرام و مستیز
که شهری نیم کشت ناز گردد
هوش مصنوعی: به زیبایی و جوانی چنین زندهدل و با نشاط که حتی در شهری که بیشتر کشیده میشود، دلها نرم و لطیف میگردد.
چو نامت گویم و ناله برآرم
دل و جان همره آواز گردد
هوش مصنوعی: هرگاه نامت را بر زبان آورم و نالهای از عمق دل و جان برآورم، صدا و نوای من به همراهی دل و جانم میآید.
نگویم حال خود با کس نخواهم
که کس با درد من انباز گردد
هوش مصنوعی: نمیخواهم حال و احوالم را با کسی در میان بگذارم، زیرا هیچکس نمیتواند دردی که من دارم را درک کند و با من همدردی کند.
چو ما مردیم بگشا روی و بگذار
که درهای قیامت باز گردد
هوش مصنوعی: زمانی که ما از دنیا برویم، چهرهات را نشان بده و اجازه بده که درهای قیامت به روی ما گشوده شود.
چه حد هر خسیسی لاف عشقت
مگس نبود که صید باز گردد
هوش مصنوعی: هر کس که به عشق تو ادعا میکند، مثل مگسی است که نمیتواند پرواز کند و به دام بازگردد.
چه جای عافیت باشد دلی را؟
که گرد غمزه غماز گردد
هوش مصنوعی: کجا میتوان دل آرامی پیدا کرد؟ وقتی که زیباییها همیشه به ما اشاره میکنند و ما را به دردسری میاندازند.
گر آهو چند تگ دارد، نشاید
که گرد ترک تیرانداز گردد
هوش مصنوعی: اگر آهو چندین تیر دارد، نباید که دور ترک تیرانداز بچرخد.
کند افسانه روز بد خویش
شبی گر خسروت همراز گردد
هوش مصنوعی: اگر شب، رازدار تو شود، در داستان روزی که به بدی گذشت، به تو کمک خواهد کرد.