برگردان به زبان ساده
دلی دارم که جز جانان نخواهد
همین معشوقه خواهد، جان نخواهد
هوش مصنوعی: دل من فقط به عشق معشوقهام تعلق دارد و هیچ چیز دیگری برایم اهمیت ندارد، حتی جانم. من فقط او را میخواهم.
گر جان خواهد از وی خوبرویی
روان بدهد، ز من فرمان نخواهد
هوش مصنوعی: اگر زیبای دلخواه جان بخواهد، جان خود را به او تقدیم میکنم، اما از من هیچ دستوری نخواهد بود.
مرا گویند، سامانی نداری؟
کسی از عاشقان سامان نخواهد
هوش مصنوعی: میگویند تو وضع و سامان خوبی نداری، اما بدان که هیچکسی از عاشقان، به سامان و حال مادی اهمیت نمیدهد.
گذر در کوی ما آن دوزخی راست
که جا در روضه رضوان نخواهد
هوش مصنوعی: کسی که در کوچه و خیابان ما عبور کند، به حقیقت دیوانه یا گناهکار است، زیرا او هیچگاه نمیتواند در بهشت آرامش و خوشی بیابد.
سر من زین پس و شمشیر خوبان
کسی تا خون من زایشان نخواهد
هوش مصنوعی: از این پس هیچ کس نمیتواند سر من را از بدنم جدا کند، مگر اینکه برای این کار از شمشیر نیکان و خوبان استفاده کند و خون من را بریزد.
مفرما صبر کان را هر که دیده ست
صبوری از من حیران نخواهد
هوش مصنوعی: هرکسی که صبر و بردباری را دیده باشد، از من چنان صبوری را نخواهد دید.
غم آمد در دل تنگم، ندانست
که در تنگی کسی مهمان نخواهد
هوش مصنوعی: غم به دل کوچکم آمده است، اما غم نمیداند که در دل تنگ کسی جایی برای مهمان نیست.
برنجم، گر تو خسرو را نخواهی
تو خواهی، لیک این حرمان نخواهد
هوش مصنوعی: اگر تو خواهان خسرو نباشی، ممکن است از تو جدا شوم و برنجی بخورم، اما این جدایی باعث نمیشود که غمی که تجربه میکنم از بین برود.