برگردان به زبان ساده
ندانم تا ترا در دل چه افتاد؟
که دادی صحبت دیرینه از یاد
هوش مصنوعی: نمیدانم در دل تو چه میگذرد، که یادگاری از گذشته را دوباره به زبان آوردی.
بمردم، ای ز رویت چشم بد دور
کجا این دیده بر روی تو افتاد؟
هوش مصنوعی: ای کاش از چشمانت حسادت دور شود، چه کنم که این نگاه من بر چهرهی تو نشسته است؟
تغافل کردنت بی فتنه ای نیست
فریب صید باشد خواب صیاد
هوش مصنوعی: غفلت تو بیدلیلی نیست، این فریب را میتوان شبیه به خواب صیاد دانست که در حال شکار است.
مرا گرد سر آن چشم بیمار
بگردان، لیک قربان کن، نه آزاد
هوش مصنوعی: من را دور آن چشم بیمار بچرخان، اما قربانم کن، نه اینکه مرا آزاد کنی.
چو یاد عاشقان در دل غم آرد
نمی دارم روا کز من کنی یاد
هوش مصنوعی: وقتی که یاد عاشقان در دل من غم ایجاد میکند، نمیتوانم این را به تو اجازه دهم که یاد من در ذهن تو بماند.
چو ذوق عشق بازی می شناسم
من از تو جور خواهم، دیگران داد
هوش مصنوعی: وقتی که لذت عشق و بازی را از تو میشناسم، از تو میخواهم که محبت و زیبایی را برایم فراهم کنی، نه اینکه به دیگران بدهی.
مسلمانان، به سلطان بازگویید
که ره می افتد اندر شهر آباد
هوش مصنوعی: به مسلمانان بگویید که در شهرهای پر رونق و آباد، مشکلات و موانع ایجاد میشود.
تو از من کی بری، گر مهربانی
بنامیزد دلی داری چو فولاد
هوش مصنوعی: اگر تو از من دور شوی، با اینکه مهربانی را احساس میکنی، دلت همچون فولاد سخت است.
اگر من شاد خواهم بی تو دل را
مبادا هیچ گه یارب دلم شاد
هوش مصنوعی: اگر میخواهم شاد زندگی کنم، نباید دل را به هیچ وجه به تو وابسته کنم. ای خدا، دلم را شاد نکن.
دلا، وقت جفا فریاد کم کن
که هنگام وفا خوش نیست فریاد
هوش مصنوعی: ای دل، در زمان بیوفایی کمتر فریاد بزن، چون در زمان وفا جا ندارد که داد و فریاد کنی.
مکن خسرو حدیث عشق شیرین
اگر با خود نداری سنگ فرهاد
هوش مصنوعی: اگر داستان عشق شیرین را نقل میکنی، اما خودت استقامت و صبر لازم را نداری، بهتر است سکوت کنی.