برگردان به زبان ساده
یک روز به عمری ز منت یاد نیاید
یک شب رهی از کوی غمت شاد نیاید
هوش مصنوعی: یک روز از عمر انسان میگذرد که یاد آن منت و محبت دیگران فراموش میشود، اما یک شب از زندگی با یاد تو، هیچ خوشحالی و شادابی برایم به ارمغان نخواهد آورد.
از بوی توام سوخته شد، وه دلم آخر
کمتر شود این شعله، اگر باد نیاید
هوش مصنوعی: از عطر تو قلبم به آتش آمده و دیگر نمیخواهم این شعله بیشتر شود، اگر نسیمی نوزد.
یارب که می خوشدلیت باد گوارا
هر چند که از مات گهی یاد نیاید
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، به دلم شادی ببخش، هرچند که گاهی از یاد تو فراموش میشوم.
فرداش مخوانید به بالینگه من، زانک
شیرین به سر تربت فرهاد نیاید
هوش مصنوعی: فردا به سراغ من نیایید، زیرا شیرینی و خوشی در کنار آرامگاه فرهاد وجود ندارد.
جانم که به ویرانه غم ماند مخوانید
کاین باغ خرابه ست، ورا باد نیاید
هوش مصنوعی: نمیخواهید جانم را به یاد غمها بکشید، زیرا این باغی که در آن هستیم ویرانهای بیش نیست و هیچ باد و طراوتی به آن نمیرسد.
دشوار نباشد دگرم بندگی دل
آزاد کس از جان خود آزاد نیاید
هوش مصنوعی: دیگر برای من دشوار نیست که به دل خویش خدمت کنم، زیرا هیچکس از جان خود آزاد نیست.
نوروز در آید ز برای همه مرغان
بلبل ز پی رفتن صیاد نیاید
هوش مصنوعی: با ورود نوروز، تمامی پرندگان خوشحال و شاداب میشوند، اما بلبل به خاطر تهدید صیاد نمیتواند به سفر خودش برود.
دیوانه بگردم من ازین کوی به آن کوی
دیوانه وش آن ترک پریزاد نیاید
هوش مصنوعی: من از این مکان به آن مکان میروم و در هر جا دیوانهوار گشت و گذار میکنم، اما آن معشوق زیبا و دلربا هرگز به سوی من نمیآید.
خسرو چو کند ناله چو فرهاد، شبی نیست
کز ناله او کوه به فریاد نیاید
هوش مصنوعی: زمانی که خسرو مانند فرهاد ناله کند، شب نیست که صدای نالهاش به کوه نرسد و کوه به فریاد نیاید.